مقـــالات روانشناســــــی درباره کـــــــودکان

کودکمان را با نظم آشتی دهیم

فاطمه اسلامیه

یکی از مشکلات رایج در بین برخی از کودکان به ویژه در مقطع دبستان، بی­توجهی آنها نسبت به امور درسی­شان می­باشد. به طوری که این امر، از یک سو شکایت والدین و از سوی دیگر شکایت معلمان آنها را برانگیخته است. این گروه از کودکان که گاها القابی همچون کم توجه و سربه هوا به آنها نسبت داده می شود،کودکانی هستند که در بیشتر موارد در انجام تکالیف درسی خود و یا امور محول شده به آنها، سهل انگاری نموده و مرتکب اشتباهات بسیاری می­شوند. در بسیاری موارد دیده شده است که حتی در نگهداری وسایل شخصی شان نیز بی­مسئولیت بوده و به وفور لوازم خود را گم کرده، بعضا آنها را خراب و یا گم کرده­اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 6:7 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 اختلال رفتار در کودکان

 

 

 

پسرم ناخواسته متولد شد. نه من و نه پدرش آمادگی داشتن فرزند جدید را نداشتیم. رفتارهای عجیبش از هفت سالگی شروع شد. هر روز به خاطر خرابكاری های او مجبور هستیم، به مدرسه برویم. دعوا، خشونت و حتی آسیب های جدی در حد خفگی به همبازی ها و همكلاسی هایش دلایلی هستند كه هر روز ما را در برابر دوستانش و خانواده هایشان شرمگین می كند. مدیر مدرسه اش می گفت: خودم دیدم كه حتی به گربه ها و گنجشك ها رحم نمی كند و به وحشیانه ترین شكل آنها را می آزارد. مشاور مدرسه اش مشكل رفتاری(اختلال سلوك) را برای او تشخیص داده و از من خواسته برای درمان و رفع این مشكل، پسرم را نزد یك متخصص روانشناس ببرم...

 
اختلال سلوك به یك سری از رفتارهای پایدار و تكراری اطلاق می شود كه در آن حقوق اساسی دیگران و قوانین اصلی اجتماعی متناسب با سن نادیده گرفته می شود. اختلال سلوك ممكن است بسیار زود و در حوالی ۵ یا ۶ سالگی شروع شود، ولی به طور معمول در اواخر كودكی و یا اوایل نوجوانی آغاز می شود. شروع این اختلال پس از ۱۶ سالگی نادر است. در بیشتر افراد این اختلال با رسیدن به بزرگسالی تخفیف پیدا می كند. بسیاری از افرادی كه اختلال سلوك دارند، به ویژه از نوعی كه شروع آن در نوجوانی است و كسانی كه نشانه های كم و خفیفی دارند، در بزرگسالی به سازگاری اجتماعی و شغلی مناسب دست می یابند. باید در نظر داشت كه در ایجاد اختلال سلوك عوامل محیطی و ژنتیكی، هر دو دخالت دارند.


در این مقاله سعی بر این است كه با یك طبقه بندی كامل و علمی، خوانندگان را نسبت به تشخیص احتمالی این اختلال حدوداً آشنا كنیم :


گــــــــــــــروه اول :

رفتار پرخاشگری كه موجب و یا تهدیدی برای آسیب بدنی به سایر اشخاص و یا حیوانات است كه كودكان و نوجوانانی كه این اختلال را دارند اغلب آغاز كننده رفتار پرخاشگری بوده و با پرخاشگری به دیگران واكنش نشان می دهند. زد و خوردهای مكرر راه می اندازند، اسلحه یا وسیله ای مانند چماق، آجر، بطری شكسته، چاقو یا تفنگ به كار می برند كه می تواند آسیب جدی بدنی ایجاد كند؛ نسبت به دیگران ستمكاری بدنی می كنند. با حیوانات با بیرحمی رفتار می كنند. دست به سرقت می زنند و با قربانیان درگیر می شوند (مانند جیب بری، قاپ زنی، اخاذی یا سرقت مسلحانه).


گــــــــــــــروه دوم :

رفتار غیر پرخاشگری كه باعث اتلاف یا صدمه به اموال می شود. یعنی فرد مبتلا دست به آتش افروزی عمدی با هدف وارد آوردن خسارت جدی و یا شكستن شیشه های ماشین ها یا تخریب اموال مدرسه می زند.


گــــــــــروه ســــوم :

تقلب و سرقت كه در این اختلال شایع است و امكان دارد، شامل ورود بدون اجازه به خانه، ساختمان یا اتومبیل دیگران باشد و یا دروغگویی مكرر یا بدقولی برای به دست آوردن اشیا یا جلب حمایت و توجه و یا برای خودداری از پرداخت بدهی یا انجام تعهدات (مثل جلب اعتماد مردم و فریب دادن آنها) و یا دزدیدن اشیایی كه ارزش چندان كمی ندارند، بدون مواجهه با قربانی(مثل دزدی از فروشگاه ها، جعل و تقلب)


گــــــــــــــــروه چهـــــارم :

تخلف جدی از قواعد و افرادی كه این اختلال را دارند، به ویژه از قواعد و مقررات(مدرسه یا والدین) به طور جدی تخلف می كنند. ممكن است.

 
از لحــاظ فــــــــرهنگــــــی:

اختلال سلوك تنها زمانی مطرح می شود كه رفتار مورد نظر نشان دهنده یك اشكال بنیادی در فرد بوده و صرفاً به عنوان عكس العملی در برابر بافت اجتماعی (مثلاً در برابر تهدید، فقر و...) نباشد. به علاوه مطرح كردن اختلال سلوك در مورد جوانانی كه از كشورهای جنگ زده مهاجرت كرده اند و سوابق رفتارهای پرخاشگرانه داشته اند كه ممكن است، این نوع رفتارها، برای زنده ماندن در محیط قبلی ضرورت داشته است، لزوماً مناسب به نظر نمی رسد.


از لحــــاظ سنــــــــی:

نشانه های اختلال سلوك با افزایش سن، قدرت بدنی و بلوغ جنسی تغییر پیدا می كنند. رفتارهایی با شدت كمتر(مانند دروغگویی، دزدی از فروشگاه و نزاع و كتك كاری).


از لحــــاظ جنسیــــت:

اختلال سلوك به ویژه نوعی كه شروع آن در دوره كودكی است بین پسران بیشتر دیده می شود. همچنین انواع خاصی از مشكلات سلوك در پسران و دختران متفاوت است. در پسران اغلب كتك كاری، دزدی و ویرانگری و مشكلات انضباطی در مدرسه مطرح است و در دختران مبتلا به اختلال سلوك بیشتر دروغگویی، گریز از مدرسه، گریز از خانه، مصرف مواد غیرقانونی و روسپی گری دیده می شود.


از نظـــــر آمــــــــــاری :

به نظر می رسد كه شیوع اختلال سلوك در دهه های گذشته افزایش یافته است. معمولاً در محیط های شهری بیش از روستایی است. تحقیقات آماری نشان می دهد كه در بین بچه های زیر ۱۸ سال، پسران حدود ۱۰ درصد و دختران حدود ۵ درصد با این مشكلات روبه رو هستند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 اختلالات رفتاری در كودكان

 

 ( قسمت اول )

بررسي هاي مختلف نشان مي دهد كه بچه ها در سنين بزرگسالي نيز همان خصوصيات دوران كودكي را حفظ مي كنند. ما در اينجا براي آشنايي شما خوانندگان عزيز به چند مورد از رايج ترين اختلالات رفتاري اشاره مي كنيم :

 

جــــويدن ناخـــن 

اين واكنش درهمه ي گروههاي سني ديده مي شود ولي بيشتر در سنين كودكي و اوائل بلوغ اتفاق مي افتد . بسياري از كودكان فقط مواقعي كه درفشار روحي قرار مي گيرند ( مانند عصبانيت ، زمان امتحان يا هنگام مشاهده فيلمهاي مهيج ) ناخن خود را مي جوند ولي بعضي ها هم بدون دليل خاصي مرتباً به اين كار اقدام مي كنند. ناخن جويدن عكس العملي است كه اغلب اوقات با انگشت مكيدن كاملاً تفاوت دارد ؛ زيرا برخلاف انگشت مكيدن يك عادت نيست ، بلكه وسيله اي است كه كودك براي پايين آوردن فشاردروني خود به كار مي برد. گاهي هم واكنشي است در مقابل خصومتي كه ازجانب افراد محبوبي مانند مادر در طفل برانگيخته شده است. به رغم اختلاف نظر درعلت بروز اين اختلال ، غالب محققان برآنند كه درمانهايي از قبيل تلخ كردن و بستن ناخن ، يا تمسخر و تهديد شخص ، چندان مفيد نيستند بلكه درمان بايد شامل درك مشكلات و كمك به شخصي باشد كه ناخن خود را مي جود تا بتواند سازش شخصيتي كافي و راه هاي مناسب تري براي خالي كردن فشار روحي خود پيدا كند.

 

مكيــــــدن شست

معمولاً شروعِ عادتِ مكيدن شست دركودكان از 3-4 ماهگي است . وقتي كودك كوچك تر است اغلب بلافاصله بعد ازغذا خوردن شست خود را مي مكد . بعضي از كودكان به محض آن كه پستانك را از دهانشان بيرون بياورند، شروع به مكيدن شست خود مي كنند ولي بعدها قبل از شير خوردن هم انگشت خود را به دهان مي برند و بالاخره در مواقع ديگر روز هم اين عمل مشاهده خواهد شد . در سنين بالاتر ( 3- 5/3 سالگي ) بيشتر كودكان شبها به مكيدن شست خود مي پردازند. بهترين طريقه درمان اين عادت آن است كه به طورغيرمستقيم كودك  به كارهاي ديگري كه مورد علاقه اوست وادار شود تا به تدريج اين عادت از سر او بيفتد.

 

شــــب ادراری

شب ادراري يا تخليه بي اراده ي ادرار پس از سه – چهار سالگي يكي از شايعترين  نشانه هاي مشكلات هيجاني بچه ها در دوران كودكي است. اين تخليه ممكن است روزها نيز اتفاق افتد ولي اغلب موارد در شبهاست . تخليه ادرار معمولاً با خواب هايي كه در آنها كودك ، خود را در وضعيت مناسبي براي ادرار كردن مي بيند ، همراه است ولي بلافاصله بيدار مي شود و رختخواب را خيس مي يابد. شب ادراري ممكن است نتيجه يك دسته از عوامل جسمي يا رواني باشد ؛ ولي عوامل رواني در بچه ها نقش مهمي را به عهده دارند:

  •   اظهار غيــــرمستقيم  نياز تشويق 
  •   كـــوشش براي نشان دادن احتياج به كمك و يا توجه پــدر و مـــادر
  •   تمـــــايل به لذت حاصل از ادرار كردن
  •   اظهــــار خصـــــومت نسبت به والــــــدين 
  •   بعضـــي از امــراض عصبـــي
  •   اختـــلال در مثانه و خــــواب بسيار عميق
  •   عدم تكامـــل بدنــــي و يا ناپختگـــي عاطفــــي

درمــــان شب ادراری

يكي از راه هاي درمان شب ادراري ، درمان با بازتاب هاي شرطي است ، اما تا چه حد عاقلانه خواهد بود كه ما اين مشكل را در كودك به زور از بين ببريم . كودك به دليل دچار بودن به واكنش هاي شرطي ضعيف تر به شب ادراري مبتلا نمي شود، بلكه براي آن شب ادراري دارد كه دچار مشكلات هيجاني است . در درمان شب ادراري ، اولاً بايد سابقه كامل خانوادگي كودك را گرفت، او را مورد معاينه كامل جسمي قرار داد و شخصيت كودك را بررسي كرد. ثانياً تمام روش هاي درماني بايستي در جهت تسكين و از بين بردن مشكلات هيجاني كودك باشد. بسياري از كودكان قبل از برقراري رابطه عاطفي با پزشك ، درباره شب ادراري خود صحبت نمي كنند. گاهي ممكن است پس از رفع مشكلات محيطي زندگي كودك ، بدون توسل به روان درماني ، در علائم مشكل ، پيشرفتي حاصل شده و بيمار بهبود يابد . در موارد شب ادراري شديد اگر مشكل منازعه اي بين كودك و والدين باشد، دادن دارو، محدود كردن مايعات و دادن پاداش به كودك ، خود جزء اين مشكلات مي شود . براي مثال مادري كه از شب ادراري كودكش ناراحت است ، مسلماً مايعات كمتري به او خواهد داد. به طور خلاصه مي توان گفت كه استفاده از اين وسايل و روشها فقط زماني موفقيت آميز است كه رابطه خوبي بين والدين و كودك وجود داشته باشد. 

ادامــــه دارد ...

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  |