X
تبلیغات
روانشناسی کودک - تـــــرس در کـــــودکان
مقـــالات روانشناســــــی درباره کـــــــودکان

 

 ترس كودكان، پديده ای قابل پيشگيری

 

 

 

برخي كودكان هيچگاه بطور جدي معناي ترس را درك نمي كنند، اما بسياري از آنها با مجموعه اي از تجربه هاي ترسناك در طول زندگي شان روبه رو مي شوند. آنها از افراد غريبه، تاريكي، حيوانات، طوفان، توالت، مكانهاي بسته، مرگ يا هر چيز جديد يا متفاوتي مي ترسند. اين گونه ترسها در برخي سنين يا دوره هايي خاص تشديد مي شوند، مثلاً ترس از زلزله كه در بعضي دوران زندگي كودك رخ مي دهد، بيشتر ناشي از اين است كه كودك احساس مي كند مبادا والدينش را از دست بدهد، يا خودش بميرد.

 

ترس از مرگ، يكي از ترسهاي معمول در كودكان به شمار مي رود و ممكن است به صورت اضطراب شديد از تنها ماندن، ناتواني در به خواب رفتن، يا صحبت هميشگي درباره مرگ تظاهر پيدا كند. در 5 يا 6 سالگي، بيشتر كودكان سئوالاتي درباره مرگ مي پرسند، اما از آنجا كه مفهوم چرخه زندگي را به طور كامل درك نكرده اند، مرگ را مرتبط با پيري مي دانند و خود را در خطر نمي بينند. در 7 سالگي مشكوك مي شوند كه مرگ فقط به پيرمردان و پيرزنان اختصاص ندارد و براي آنها نيز محتمل است. در نتيجه اين سن بيشتر سئوالاتشان درباره بيماري ها و عوارض آنها متمركز مي شود. بيشتر كودكان 9 يا 10 ساله انتظار دارند پاسخ سئوالات خود را به طور دقيق دريافت كنند. ما نبايد واقعيت ها را از فرزندان مان مخفي كنيم؛ حتي واقعيت تلخي چون مرگ را.

 

بنابراين وقتي فرزند 4 ساله شما مي پرسد عمه وقتي مرد كجا رفت از پاسخهاي پيچيده خودداري كنيد. پاسخ شما مي تواند براساس و اعتقادات مذهبي استوار باشد. براي نمونه مي توانيد از اين پاسخ ساده استفاده كنيد رفت به دنياي ديگه، پيش خدا از واژه هاي مناسب استفاده كنيد از به كار بردن واژه هايي مانند كشته شدن يا مردن خودداري نكنيد، زيرا كودك معني آنها را درك مي كند. روي زندگي تمركز كنيد. پس از آنكه به كودك اجازه دادي احساس خود را بيان كند و پاسخ سئوالاتش را بگيرد، روي زندگي و زنده بودن تمركز كنيد درباره روشهاي سالم زندگي كه موجب طول عمر مي شود، بحث كنيد. براي مثال، تغذيه صحيح، معاينات پزشكي مرتب، ورزش منظم و غيره. چرخه زندگي را براي كودك شرح دهيد. بهترين راه براي افزايش آگاهي كودك درباره مرگ، درك زندگي است. اگر فرزندتان به سن مناسب رسيده است، اجازه دهيد گياهي را بكارد و مراحل مختلف حيات را مشاهده كند. 

 

با كودكتان درباره بيماري هاي وخيم هم صحبت كنيد: وقتي يكي از نزديكان يا دوستان بيمار است، بزرگترها اغلب كودكان خود را در جريان وضعيت بيمار قرار نمي دهند و مي كوشند در حضور آنها صحبت خاصي پيش نيايد، اما بهتر است با توجه به سن و شخصيت كودك تا حدي آنان را در جريان بگذاريد. اجازه دهيد كودك احساساتش را بيان كند. وقتي فرزند شما از بيماري يا مرگ شخصي خبردار مي شود، احساسات زيادي بروز خواهد داد ممكن است احساس انكار، ناراحتي، نااميدي، تقصير يا ترس داشته باشد. بويژه ممكن است بترسد كه مبادا چنين اتفاقي براي خودش يا كساني كه دوستشان دارد، رخ دهد. بگذاريد درباره احساسش با شما گفتگو كند.

 

شما نيز به جاي انكار احساساتش به او اطمينان دهيد و از او حمايت كنيد. درباره اين كه كودك را به مراسم تشييع جنازه يا تدفين ببريد، خودتان براساس سن و شخصيت كودك و موقعيت او تصميم بگيريد. بسياري از روان شناسان براين باورند كه حضور در مراسم تدفين براي كودكان زير 5 تا 6 سال و همين طور براي كودكان بزرگ تري كه حساس هستند، مناسب نيست اگر كودك تمايل دارد كه در اين مراسم شركت نكند، به خواست او احترام بگذاريد و ناراحت نشويد. برنامه هاي اين مراسم را براي كودك تشريح كنيد. برنامه هايي كه در قبرستان، مجلس ختم و در نهايت در خانه متوفي انجام شود، از پيش به كودكتان توضيح دهيد كه ساير مردم در اين مراسم چگونه عمل مي كنند و او با چه صحنه هايي روبه رو خواهد شد.

 

تــــــــــرس از تاريكــــــــــي

تقريباً همه كودكان حداقل براي مدتي از تاريكي مي ترسند. اين ترس اغلب 2 تا 3 سالگي ظاهر مي شود. ترس از تاريكي در ميان كودكان متفاوت و در حال تغيير است. يك شب از هيولا و شب ديگر از دزد مي ترسند. معمولاً اطمينان دادن به كودك (هرچند جزيي) مانع تشديد و مزمن شدن ترس مي شود، اما گاهي ترس در كودك باقي مي ماند، در اين صورت پيشنهادهاي زير شما را در غلبه بر مشكل ياري خواهند داد. درباره ترس بحث كنيد. هيچ گاه روي احساساتي مثل ترس، سرپوش نگذاريد، بلكه به آن اعتراف كنيد زيرا به نظر كودك واقعي مي آيد. به او اطمينان دهيد چيزي براي ترسيدن وجود ندارد، اما احساسات او را به عنوان احمقانه يا بچگانه بودن مسخره نكنيد. از كودك بپرسيد در تاريكي از چه چيزي مي ترسد؟ در يك اتاق تاريك كنار او بنشينيد و بخواهيد علت ترس خود را شرح دهد كودك را در برابر ترس مقاوم كنيد: مجموعه اي از بازي ها مي توانند كودك را به تاريكي عادت دهند. به برخي از اين بازي ها توجه كنيد. دنبال بازي، خودتان نقش راهنما را به عهده بگيريد و از كودك بخواهيد شما را دنبال كند. بهتر است با دستتان او را راهنمايي كنيد. ابتدا بازي را در روشنايي انجام دهيد و فقط گاهي وارد تاريكي شويد، اما بتدريج مدت زمان بيشتري را در تاريكي بگذرانيد. اگر كودك خواست جاي خود را با او عوض كنيد.

 

بشمــــــــــــــار بــــــازي

همراه با فرزندتان در يك محل تاريك بايستيد و تا عدد 3 بشماريد. كم كم اين زمان را طولاني تر كنيد، تا به 60 ثانيه برسد. او را از صميم قلب تحسين كنيد. بتدريج صدايتان را پايين تر بياوريد. براي يك كودك بزرگ تر مي توانيد اين زمان را تا چند دقيقه نيز افزايش دهيد. در تاريكي گرگم به هوا بازي كنيد. هر كدام به نوبت گرگ شويد و در حين بازي حسابي سروصدا كنيد. اتاقي مخصوص بازي بسازيد. براي نمونه روي ميز پتويي بيندازيد و به كودك اجازه دهيد تا به زير آن برود و برايش در و پنجره درست كند اين مكان فضاي مناسبي براي بازي كردن در تاريكي است. با او قايم باشك بازي كنيد، يا شيء خاص را در يك مكان تاريك مخفي كنيد و از او بخواهيد آن را پيدا كند تا در اين صورت يك علامت مثبت به دست آورد. مي توانيد براي هر سه علامت مثبت هديه اي كوچك به او بدهيد. به كودك اطمينان دهيد كه در تاريكي خطري او را تهديد نمي كند. شب هنگام، قبل از خواب درها و پنجره ها را با همكاري كودك قفل كنيد. توضيح دهيد كه دزد بندرت به خانه اي كه كسي در آن است وارد مي شود و همين طور بگوييد كه اگر دزدي وارد خانه شود، شما زودتر بيدار خواهيد شد. همراه با كودكتان درحاليكه يك چراغ قوه در دست داريد، به اتاق تاريكي وارد شويد و نقش جاسوسها را بازي كنيد. به فرزندتان بياموزيد در تاريكي با خودش صحبت كند. وقتي او جمله هايي نظير من نمي ترسم و هيچ چيز نمي تواند به من صدمه بزند را تكرار كند مي تواند خودش را شجاع بداند.

 

استفــــاده از تقــــويت كننـــــده ها

هرگاه كودك را در غلبه بر ترسش موفق ديديد موفقيت او را تحسين كنيد. يك جدول شجاعت طراحي كنيد. منظور از شجاعت انجام وظيفه محول شده در تاريكي است. (حتي با وجود احساس ترس) بهتر است در مراحل نخست اتاق كاملاً تاريك نباشد. براي مثال يك چراغ قوه به دست كودك بدهيد. براي شب اول 2 دقيقه در تاريكي كافي است، اما هر شب يك دقيقه به اين زمان بيفزاييد. اين كار را تا آنجا ادامه دهيد كه كودك بتواند قبل از به خواب رفتن براحتي در رختخوابش دراز بكشد. در صورت موفقيت كودك يك علامت مثبت در جدول بگذاريد و بگوييد اگر تعداد اين علامت ها براي مثال به 5 برسد، هديه اي خوب به او خواهيد داد.

 

پـــــاداش مخصـــــــوص

وقتي كودك نشان داد ترسش از تاريكي از ميان رفته است او را براي تماشاي فيلم مورد علاقه اش به سينما ببريد. در صورت لزوم اجازه دهيد يكي از اسباب بازيهايش را همراه خود بياورد و يا هرگونه جايزه ديگري كه فكر ميكنيد كودكتان را خيلي خوشحال ميكند به او بدهيد.

 

عياران

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 ترس كودكان

 

 

ترجمه: مريم محمدی ورنوسفادرانی

 

 

 

همه كودكان در چند مقطع سني در زندگيشان دچار ترس و وحشت مي شوند و اين معمولاً يك بخش طبيعي از رشد آنها محسوب مي گردد. اين ترس ها در صورتي غير طبيعي هستند كه به صورت دائمي و به مدت طولاني در كودك باقي بمانند يا ذهن كودك را به طور كامل اشغال كنند، كه اين ترس در تمام فعاليت هاي عادي آنها مداخله داشته و تأثير مي گذارد و اگر كودك نتواند از آن رهايي يابد مبتلا به بيماري تشويش كه همان ترس بي مورد و بي اساس است مي گردد.

 

آيا تــرس بي اساس به سن و سطح رشدي كودك بستگي دارد؟

براي مثال در يك كودك 2 ساله ترس از نشستن روي لگن دستشويي، طبيعي است ولي در يك كودك 8 ساله همان ترس كاملاً غيرعادي و بي اساس است. كودكان نوپا معمولاً از تنهايي (جدا شدن از پدر يا مادر)، اصوات آزار دهنده، زمين خوردن، حيوانات و حشرات، استفاده از لگن توالت، حمام كردن و تاریکی هنگام خواب مي ترسند.

 

ترس در ميان كودكان پيش دبستاني شامل ترس از حيوانات و حشرات، غول ها و ارواح، گم شدن، طلاق، از دست دادن پدر يا مادر، و تاريكي هنگام خواب مي باشد. كودكاني كه تازه به مدرسه مي روند از چيزهايي مانند تنهايي، بعضي صداها، زمين خوردن، ورود به مكان جديد (به خصوص ورود به مدرسه) و تاريكي هنگام خواب ( در بچه هاي كوچكتر ) و وازدگي هاي اجتماعي، جنگ، فضاهاي جديد و ترس از دزد ( در بچه هاي بزرگتر )مي ترسند. نوجوانان (كه به سن بلوغ رسيده اند) معمولاً از دزد، موقعيت هاي جديد (مثل رفتن به دانشگاه و...) جنگ، طلاق و روابط غيرمعمول واهمه دارند و مي ترسند. اين قبيل ترس ها در كودكان در تمام گروه هاي سني، در بعضي از دوران هاي زندگيشان ممكن است افزايش يابد:

  • تـــولد يك فرزند جديد در خانـــواده
  • نقل مكــــان از خانه اي به خانه ديگـــــــر
  • طــــــــلاق و غيــــــره ... 

حتي بعضي اوقات بعد از وقوع يك اتفاق تحريك كننده، ترس در كودكان تقويت مي گردد مثلاً افتادن در آب، سوختن بر اثر تماس با يك شيء داغ يا فرار كردن از يك سگ. بعضي كودكان نسبت به كودكان ديگر بيشتر مي ترسند و اين بستگي به روحيات و خلق و خوي آنها دارد. والديني كه هميشه نگران هستند و در تشويش به سر مي برند يا زود در مقابل هرچيز عكس العمل نشان مي دهند، فرزندانشان اغلب داراي همان روحيات هستند و هميشه در ترس و واهمه قرار دارند.

 

چگونگـــي برخورد با تـــرس در كـــودكان

۱- هرگز احساسات و ترس در كودك را بي ارزش نشماريد و هيچ گاه به خاطر ترسيدنش او را تحقير نكنيد و بدانيد كه بي توجهي به چيزهايي كه او را مي ترساند كمكي به حل مشكل نمي كند. 

۲- از او بخواهيد علت ترسش را بگويد و درباره آن با او صحبت كنيد، اين راه در صورتي كه ترس كودك ناشي از وقوع يك اتفاق تحريك كننده باشد، بسيار مفيد است. 

۳- بيش از حد لزوم از او مواظبت نكنيد و اجازه بدهيد او خودش از چيزهايي كه مي ترسد دوري كند و كودك را هيچ وقت به انجام دادن كارهايي كه از آن واهمه دارد وادار نكنيد. 

۴-بيش از حد عكس العمل نشان ندهيد زيـــــرا توجه زياد شما باعث تقويت تـــرس در كـــودك مي شود. 

۵- به كودك دلداري دهيد تا ياد بگيرد بر ترسش مسلط گردد. براي مثال اگر او از رفتن به يك مدرسه جديد مي ترسد، بايد با او همدردي كنيد و برايش توضيح دهيد. به عنوان مثال بگوييد : "من مي دانم كه از رفتن به اين مدرسه هراس داري و شايد از اين كه دوستان جديدي پيدا مي كني نگران هستي؛ ولي من فكر مي كنم در آن لحظه احساس خيلي بهتري خواهي داشت. "  

۶- با او در مورد چيزهايي كه او را مي ترساند گفت وگو كنيد. به او يادآوري كنيد كه قبلاً هم دوستان جديد زيادي پيدا كرده بود و او را تشويق كنيد كه به مدرسه برود. راه حل مفيد ديگر اين است كه شما برايش نقش بازي كنيد كه چه طور با مردم روبه رو شود و خودش را معرفي كند. 

۷- يادش بياوريد كه قبلاً هم در يك زماني از چيزي مي ترسيده و بعد از مدتي ترسش ريخته و ديگر از آن نمي ترسد. 

۸- به او قوت قلب بدهيد و به او كمك كنيد تا با ترس روبه رو شود. در ضمن در يك دوره طولاني، صلاح نيست دائم به او ياد بدهيد كه از هر چيزي كه مي ترسد دوري كند.

 

ســــــــرانجام ایـــنکـــــــه : 

اگر ترس تبديل به يك بيماري شود و به هيچ طريقي نتوان ترس را از بين برد مخصوصا اگر در رشد و فعاليت هاي روزمره كودك تأثير بگذارد، مي بايست جهت درمان به يك روان پزشك كودك مراجعه كنيد.

 

والدین عــــزیـــــز هــــرگــــز و تحت هیچ شـــرایطــی :

احساسات و ترس در كودك را بي ارزش نشماريد و هيچ موقع به خاطر ترسيدنش او را تحقير نكنيد و بدانيد كه بي توجهي به چيزهايي كه او را مي ترساند كمكي به حل مشكل نمي كند.

 

تبیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 1:0 قبل از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 احتياط بيشتر، ترس کمتر

 

 پروين نظری نژاد

 

 

امير فکر مي کند که تمام غريبه ها دزد هستند و مي خواهند در خانه را بشکنند و وارد آن شوند. او هر شب خواب مي بيند که يک مرد سياهپوش با گذاشتن نردبان کنار پنجره اتاقش قصد دارد وارد شود و او را در حال خواب بدزدد. بنابراين از خواب مي پرد، به اتاق پدر و مادرش مي رود و پايين تختخواب آنها مي خوابد. آموزش قوانين احتياطي به کودکان ضروري است، اما وقتي ترس و اضطراب به حدي مي رسد که روي خواب و فعاليت هاي کودک تاثير مي گذارد، بايد روشي را به کار گيريد تا واقع گرايانه تر با خطرات و تهديدها رودررو شوند. به کارگيري پيشنهادهاي زير از خطرات و ترس کودک شما مي کاهد. کودکان امروزي ، نه تنها از دزداني که وارد خانه ها مي شوند وحشت بسياري دارند، بلکه از غريبه ها هم مي ترسند و نگران قفل نبودن در خانه مي شوند. اين ترس ها گاهي به قدري شديد هستند که جلوي فعاليت هاي روزمره کودک را نيز مي گيرند. بين « احتياط » و « حمايت ِ بيش از حد » فاصله زيادي است و ممکن است شما از پيامي که با رفتارتان به کودک مي دهيد بخوبي آگاه نباشيد. براي مثال اگر فرزندتان را حتي در حياط خانه هم تنها نمي گذاريد، دو پيام برايش داريد؛ يکي اين که دنيا به قدري خطرناک است که من بايد هميشه مراقبت باشم و ديگر اين که تو نمي تواني به تنهايي بازي کني يا کار کوچکي براي خودت انجام دهي. هيچ کدام از اين پيام ها براي فرزندتان مفيد نخواهد بود.

 

رويارويـــــي کــــودک رابا اخبار جنايـــي محدود کنيد

برنامه هاي خبري تلويزيون حوادث جنايي روزمره را به تصوير مي کشد. بزرگسالان به بيشتر اين گونه خبرها عادت کرده اند، اما کودکان خير. بکوشيد هنگامي اخبار تلويزيون را تماشا کنيد که کودک در اتاق نباشد و در حضور او درباره حوادث جنايي بحث نکنيد.

 

تـــــــــوضيح در صـــــــورت لــــــــزوم

حتي اگر شما مواجهه کودک را با اخبار جنايي کنترل کنيد، او از برخي از آنها آگاه مي شود. مريم وقتي روزنامه را براي شما مي آورد چشمش به عناوين درشت آن مي افتد و سؤالات زيادي برايش مطرح مي شود. ســــوالات کودک را با حداقل جزييات پاسخ دهيد، امـــا جز حقيقت نگوييد. توضيح دهيد که گم شدن يک کـــودک هميشه دليل بر دزديده شـــدن او نيست و دزديدن کـــودکان به ندرت اتفاق مي افتد.

 

آمـــــــوزش اقـــــدامات احتياطــي

چگونگي رفتار کودک را در رويارويي با موقعيت هاي خاص در نظر بگيريد و آن را اصلاح کنيد. کودک را نترسانيد و به او بگوييد که بيشتر مردم، مهربان و دوست داشتني هستند و فقط عده کمي از آنها ممکن است به کودکان آسيب برسانند.

 

۱- از کودک بخواهيد مشخصاتش را به خاطر بسپارد. اين مشخصات دربرگيرنده نام خانوادگــــــي، نشاني منــزل و شمــاره تلفن است. 

۲- استفاده از تلفن را به کودک بياموزيد. حفظ بودن تلفن يکي از همسايه ها، يکي از بستگان نزديک مانند خاله ، عمه و حتي اداره پليس به کودک اطمينان بيشتري مي دهد اما زمان هاي استفاده از تلفن را محدود کنيد. طريقه پاسخگويي به تلفن را به کودک بياموزيد. 

۳- به او بگوييد که هيچ گاه يک ناشناس را از تنها بودنش در خانه آگاه نکند. بسياري از والدين ترجيح مي دهند کودک، نام خود را به يک ناشناس نگويد. 

۴- بنابراين به فرزندتان بياموزيد که اگر کسي پشت تلفن از او پرسيد شماره اونجا چنده، او در پاسخ چنين بگويد شما چه شماره اي رو گرفته ايد؟ وقتي فرد غريبه شماره را گفت کودک مي تواند بگويد ببخشيد شماره رو اشتباه گرفته ايد و سپس گوشي را قطع کند.

۵- به کودکتان بگوييد که وقتي تنهاست هيچ گاه در خانه را به روي کسي باز نکند، او حداکثر مي تواند پيغام آن شخص را به ياد بسپارد و به پدر و مادرش بگويد. به کودکتان بياموزيد که اگر گم شد چه کار بايد بکند. توضيح دهيد که چگونه در فروشگاه ها يا مکان هاي عمومي رفتار کند تا مشکلي برايش پيش نيايد و اگر گم شد چه کار کند. 

۶- اگر به يک مکان شلوغ مي رويد به او بگوييد که در صورت جدا شدن از يکديگر کجا منتظر هم بمانيد. راه ديگر اين است که کودک از فروشندگان بخواهد تا اسم شما را پشت بلندگو بگويند. 

۷- به کودکتان يادآوري کنيد که هيچ گاه با يک شخص غريبه آن محل را ترک نکند و اگر کسي به زور مي خواهد او را ببرد، خود را روي زمين بيندازد و فرياد بزند «اين مامان يا باباي من نيست». 

۸- به مدرسه کودک اطلاع دهيد که چه کسي پس از تعطيل شدن مدرسه دنبال کودک مي آيد. يک اسم رمز به کودک ياد دهيد تا احيانا اگر روزي مجبور شديد از فرد ديگري (يک همسايه يا يک دوست) خواهش کنيد دنبال کودک برود، آن شخص با گفتن اسم رمز اطمينان کودک را جلب کند. به کودک بياموزيد چگونه به افراد غريبه « نه » بگويد. 

۹- اگر کسي انجام کاري را از او مي خواهد که نبايد انجام دهد، بهترين راه گفتن « نه » و ترک آن محل است. اين روش را با فرزندتان تمرين کنيد.

 

مقــــابله با تـــــــــرسهاي بي اساس

شما نمي خواهيد فرزندتان در تمام طول زندگي اش نگران وقايعي که ممکن است رخ دهد باشد. وقتي کودک با اقدامات احتياطي آشنا شد، به او بياموزيد چگونه مثبت نگر باشد و با اعتماد به نفس عمل کند. اين رفتار او را خوشحال تر مي کند و احساس قرباني بودن را از او دور خواهد کرد. براي نمونه کودک مي تواند با خود بگويد اگر کسي بخواهد در را بشکند، مامان و بابام در خانه هستند و من آنها را صدا مي زنم.

 

روشهاي امنيتــــــــــــي

راه هاي زير براي جلب اطمينان کودکي که در داخل خانه هم از دزدان و جنايتکاران مي ترسد به کار مي روند :

۱- از قفلهاي بزرگ براي در و سيستم دزدگير و حفاظ هاي پنجره استفاده کنيد.

۲- گذاشتن کليدي در اتاق کودک که بتواند شب هنگام پدر و مادرش را با صداي زنگ از خواب بيدار کند بسيار مفيد است.

۳- در صورت امکان از دستگاه آيفون استفاده کنيد تا بتواند از داخل هم با شما صحبت کند.

 

روشهـــــــاي کسب آرامـــــــش

بيشتر اوقات ترس کودک از دزدها غيرمنطقي است، اما نگراني او کاملا واقعي است. به او يادآوري کنيد تا هنگام بروز ترس، آرام نفس بکشد و کلمه « آرام » را زمزمه کند.

 

تبیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 بچه ها از چه چيزهايی می ترسند؟

  

 

 

فرض كنيد بچه يك ساله شما دور زمين بازي با خوشحالي مي چرخد كه ناگهان با چشمي اشكبار رو به سوي شما مي آورد. گويا سگي به او نزديك شده و وي را ترسانده است. دوره رفتار ترسناك در ميان كودكان اين روزگار عموميت دارد. دليلش چيست؟ با وجودي كه كودكان نوپا خود راه رفتن، حرف زدن و رسيدن به خواسته ها را فرا مي گيرند، ولي پيوسته به آنان گوشزد مي شود كه چقدر كوچك و آسيب پذيرند. يك دكتر روان شناس كودك مي گويد: " شاخص هاي فراوان دومين سال، حس شور و شوق و قدرت را به كودكان مي بخشد، اما رها ساختن كودك يا تنها ماندن او هشدار واقعي است. كودك با خود مي گويد: اگر بيفتم، دردم مي گيرد يا چنانچه مامان تركم كند، شايد در امان نمانم." وي مي افزايد:" اما تمامي اين اخبار ناخوشايند نيستند. مثلاً ترس از غريبه ها ، جانوران، صداهاي بلند يا محيط هاي جديد، جنبه پيشگيرانه دارد. نگراني كودك، او را از خطر كردن غير ضروري باز مي دارد." بايد به خاطر داشت كه اين دلهره هاي معمولي، نشانه ي آنند كه وي از لحاظ رشد شناختي، گامي به جلو نهاده و تفاوت بين موارد مشخص و جديد را تشخيص مي دهد.

 

شنـــاخت مـــن و شمـــا

در چنين سني است كه " حس خود بودن" يا درك اين مورد كه او آدمي متمايز و بي نياز از ديگران است در وي هويدا مي گردد. اگر فرزند يك ساله شما با ديدن چهره اي ناشناس مي گريد و زماني كه از اتاق بيرون مي آييد، اشك در چشمانش حلقه مي زند، نشانه دلبستگي بيش از حدش به شماست. به گفته روان پزشكان كودك:" دلهره جدايي" بزرگترين ترس نوپايان است كه بيشتر اوقات، شالوده ساير نگراني هاي مربوط به افراد و جاهاي جديد را تشكيل مي دهد. اين گونه دل نگراني در دو سال اول زندگي كودك، گذراست و در مورد برخي كودكان حتي بيشترهم طول مي كشد. هرچند تا 18 ماهگي اكثر بچه هاي نوپا بر ترس هاي ناشي ازجدايي، بهتر چيره مي گردند. علاوه براين، ممكن است فرزندتان دريابد ولو اين كه گهگاه از او دور مي شويد ( مثلاً موقعي كه به مهد كودك تحويلش مي دهيد ) بي شك براي بردنش برمي گرديد. اگر مايليد به كودكتان ياري  كنيد كه از اين وضع رهايي يابد، دلسوزي نشان دهيد. با اين كه براي كودك، جدايي از شما دردآور است، ولي اميدواري و خوش بيني دراين حالت اهميت دارد. بهتر است به او بگوييد: مي دانم كه با همبازي ات به تو خوش مي گذرد و مجدداً به او قوت قلب بدهيد كه به زودي برمي گرديد.

 

هـــــــــــراس هاي شبانگاهـــــــــــي

بيم از جدايي نيز خواب كودك را برهم ميزند. بيشتر بچه ها، شبها وحشت ميكنند. امكان دارد كودكتان از خوابيدن به اين خاطر سرباز زند كه نخواهد از بيداري و تمام چيزهايي كه به وي اطمينان خاطر ميبخشد، همچون اسباب بازيها، حيوانات دست آموز و يا بابا و مامانش دست بكشد. برخي اعمال آرامش بخش مانند شستشو با آب گرم و يا مهربانانه روي پا نشاندن و قصه گفتن باعث ميشود كه كودك پيش از رفتن به بستر، اطمينان خاطر ( دوباره) زيادي بيابد. در واقع آگاهي از رخداد بعدي، براي او تسكين دهنده است. چنانچه كودك يك ساله شما نيمه شب بيدار شود و به دنبالتان بگردد، بهتر آن است كه خود را به اتاقش برسانيد و به او قوت قلب بدهيد. دقايقي چند آرامش كنيد، ليكن او را از بستر خارج نكنيد. بااين كه تخيل كودكتان، احتمالاً سبب مي شود كه اتاق تاريك، ترسناك جلوه نمايد، لازم است او اين اعتماد به نفس را پيدا كند كه به كمك پشتيباني اندكتان مي تواند يك تنه بربيم و هراسش فايق آيد. چنانچه شبانگاه صدايش را مي شنويد كه با خودش حرف مي زند، شايد خويشتن را آرام مي كند تا بخوابد. مبادا با نگاه زير چشمي و دزدانه به سراغش برويد.

 

با تـــــــرس مقابلــــــــــــه كنيد

خلق و خوي كودك، نشانگر انواع بيم و هراس هايي است كه به آنها مبتلا ميشود. ممكن است پيوسته به سر و صدا حساسيت داشته باشد، مثلاً  رعد و برق او را بترساند. گاهي تجربه اي ناخوشايند، آغازگر هراسي ناگهاني است. مادري مي گفت : " دخترم از حمام مي ترسيد . نمي دانستم چرا. " شبي او را در وان گذاشتيم، جيغ مي كشيد و در اين حال خودش را به من و پدرش چسبانده بود و سعي مي كرد بدنش با آب تماس نداشته باشد. چند شب قبل از آن، شير آب وان را تصادفاً باز كردم، صداي بلندي برخاست كه بچه زَهره ترك شد. تا چند ماه تنها راه شستشوي وي بردنش زير دوش آب بود." كــــودكان خاطرات خوشي دارند كه احتمالاً بيانگر علت رويارويي آنان با انبوهي از هراس هاي اين سن و سال است. كودكي كه در عين معاينه به وي آمپول تزريق مي شود، امكان دارد بعدها از مطب پزشك بترسد." شما مي توانيد از همين توانايي استفاده كنيد تا كودكتان بر هراس هايش چيره گردد. پاره اي از تداعي هاي مثبت را جايگزين ادراكات منفي كنيد. به طور مثال، بعد از تزريق آمپـــــــول، عكس برگرداني به او بدهيد يا او را به پارك ببريد.

هرچند وقتي كه كودكتان ترسان است، بايد پشتيباني اش كنيد، ولي هدف نهايي تان بايد اين باشد كه ياريش كنيد تا در موقعيت هاي جديد تواناتر شود.

 

شيــــــــــــوه هاي آرامــــــــش جويــــــي

 

۱- اعتــــدال را رعــــايت كنيد.

همچنان كه كودكتان را در آغوش گرفته ايد، دوستان و بستگان ناآشنا را واداريد كه با او "بگو و بخند"  كنند.

 

۲- بنگـــريد و بياموزيـــد.

مثلاً ترس بچه از اصلاح سر، با ديدن بچه هاي بزرگتر كه آرام در صندلي آرايشگر مي نشينند و دست آخر جايزه اي هم مي گيرند، از بين مي رود.

 

۳- راستگــــــــــــــــو  باشيد.

نگوييد كه آمپول درد نمي آورد، چرا كه درست نيست. درعوض به وي اطمينان بدهيد كه اين درد، موقتي است و به زودي حالش بهتر مي شود. به اين ترتيب پيام مي دهيد كه او مي تواند با عوامل نگراني زا به مقابله برخيزد.

 

۴- دست به آزمايشـــــــــــــي بزنيد.

شيئي آرام بخش همچون عروسك يا پتوي دلخواه، مي تواند در لحظات تنش زا، خاطر كودك را جمع كند.

 

۵- بگـــذاريد بچه خـــــــــوش باشد.

منظور كودكان از بازي اين است كه براوضاع ترسناك غلبه كنند. وسايل پزشكي به فرزندتان كمك مي كند تا بداند موقع معاينه، چه چيزهايي را خواهد ديد.

 

آخــــــــــــرين نكتــــــه

اينكه، اسباب بازي به شكل حيوان ( سگ ، گربه و ... ) باعث مي شود كه كودك زياد از اين حيوانات نترسد.

 

تبیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 كودك و ترس از هيولا و تاريكی

 

 ( قسمت دوم )

 

 

  

بچـــه اي كه از هيـــــولا مي ترسد

ممكن است كودكي به دليل افكار و نگراني هايي كه از ديد شما واقعي به نظر نمي رسند با مشكلات خواب مواجه باشد. او ممكن است تصور كند كه يك هيولا در زير زمين و يا جن در رختخواب و يا در جايي بيرون از پنجره است. اگر چه او اين جور مواقع به شدت مي ترسد اما معمولاً ترسش را بروز نمي دهد. به او دلگرمي بدهيد و بگوييد كه مراقبش هستيد و او كاملاً در امان است. برايش يك قصه بگوييد و آهسته صحبت كنيد. اگر در دراز مدت ببيند كه شما به هنگام اين وحشت ها مراقبش هستيد اطمينان خاطر بيشتري به دست مي آورد. بد نيست برايش توضيح دهيد كه اين چيزهايي كه باعث وحشت او شده اند سايه اشياء هستد نه هيولا. به كودكتان بگوييد كه هيولا وجود خارجي ندارد. اما احساس نگراني و ترس و اضطراب هاي او واقعيت دارنداو نمي تواند درك كند كه اين احساسات خودش هستند كه او را  چنين مضطرب و پريشان مي سازد. او بايد با استفاده از تخيلاتش بر اين احساسات غلبه كند و بايد به اطمينان خاطر برسد. به اين ترتيب ديگر نياز به حمايت در مقابل ترس از هيولا نخواهد داشت. او به يك درك بهتري از احساسات و تمايلات خود نياز دارد. همچنين بايد دريابد كه اگر شلوارش را خيس كند و يا اگر نسبت به خواهر يا برادرش بداخلاقي كند و يا عصباني شود هيچ حادثه ناگواري رخ نخواهد داد و يا در اين گونه مواقع او بايد اطمينان داشته باشد كه شما اوضاع را تحت كنترل داريد و مراقبش هستيد .

 

كــــــــــودكـــي كه از تاريكــــي مي ترسد

اكثر كودكان دوست ندارند در تاريكي كامل و يا در اتاقي كه درش بسته است بخوابند . هيچ فايده اي هم ندارد كه ما به كودكمان بياموزيم كه در تاريكي كامل بخوابد. بهتر است كه به هنگام خواب، اتاق خواب او را با چراغ كم نور روشن نگه داريم؛ بدين ترتيب هرگاه كودك بعد از خوابي كه مي بيند بيدار شود مي تواند موقعيت خود را در اتاق بيابد و رويا و واقعيت را از هم تشخيص دهد. همچنين اگر در، باز باشد او كمتر احساس جدايي و تنهايي مي كند.

 

خــــــــــواب بــــــد

همه بچه ها گاهي دچار كابوس مي شوند اما اين كابوسها نمي تواند موجب بروز اختلالات دائمي خواب  شود. آنچه را كه بيشتر خانواده ها به عنوان كابوس هاي مكرر تلقي مي كنند به معناي واقعي، خواب ترسي و نيمه بيداري هاي مقطعي مشابه است . وقتي كودك از خوابي وحشتناك سراسيمه بيدار مي شود نبايد او را مجبور كرد كه به تنهايي بخوابد و بحث در مورد خواب ترسناك كودك چه همان موقع و چه صبح براي اصلاح وضع مفيد خواهد بود. اين كار به كودك كمك مي كند تا موقعيت خود را بازيابد و بفهمد كه هيچ خطري او را تهديد نمي كند. اگر كودك دچار كابوس هاي مكرر مي شود بايد به شيوه هاي مختلف با او صحبت  كنيد. وقتي كودك از ترس شكايت دارد سعي كنيد تا ماهيت آنچه كه سبب ترس او مي شود برايش شرح دهيد. اكثر بچه ها اظهار مي كنند كه خيلي ترسيده اند در حالي كه اصلا هم نترسيده اند، اما چنين مي گويند تا شما را به نزد خود بكشانند .

 

اگر كودك اظهار مي كند كه ترسيده اما علائم ترس و وحشت در او مشاهده نمي شود ( بيشتر والدين قدرت تشخيص چنين امري را دارند ) بايد در تصميم خود با ثبات باشيد وهمچنان برنامه و عادت خواب را رعايت نماييد و او را به جايش برگردانيد. البته مواردي نيز وجود دارد كه كودك واقعاً به هنگام شب به طور نامعقول وحشتزده و مضطرب مي شود؛ در چنين موقعي تأكيد شما بر برنامه تعيين شده نه تنها كاري از پيش نمي برد بلكه وضع را بدتر مي كند. اگر او را در اتاقش تنها رها كنيد و در را به روي او ببنديد آرام و قرار نخواهد گرفت بلكه ممكن است دچار حمله هيستريك ( هيجان و تشنج ) شود. او نياز به توجه و همدردي دارد.در چنين موقعيتي ترس شبانه تنها مشكل نيست بلكه خود نشانه خود آشفتگي احساسي است كه بايد درمان شود.در هفته هاي اول درمان، در اغلب موارد بدون مراجعه به روانپزشك اين مشكلات برطرف ميشوند. اگر ترس در كودك به تازگي عارض شده حتي اگر اين ترس واقعي هم باشد، ظرف چند هفته از بين ميرود. البته بايد علت ترس و اضطراب او را در طول روز ريشه يابي كنيد. به او كمك كنيد تا به اين ترس غلبه كند.

 

او مي ترسد كه به هنگام شب در اتاقش تنها بماند. بهتر است در طول روز ساعاتي را در اتاق به مطالعه و بازي و يا صحبت كردن با او سپري كنيد. به مرور مي توانيد او را تشويق كنيد تا ساعات بيشتري را ابتدا در روز و سپس عصر، بدون شما و در اتاق خودش بگذراند. هنگاميكه ترس او كاهش يافت بايد براي برقراري مجدد برنامه روزمره ي خواب او و جلوگيري از جايگزيني برنامه موقت به جاي برنامه دائمي از خود ثبات نشان بدهيد. با اين حال اگر كودك همچنان با مشكل ترس مواجه است و طي ماه هيچ گونه علامتي از بهبود در وي مشاهده نشد و همچنين اگر ترس هاي شبانه او با وحشت واقعي همراه بود و متوجه شديد كه نمي توانيد برنامه خواب او را از سر بگيريد مي بايست با يك روان پزشك مشورت كنيد . 

 

تبیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 كودک و ترس از شب

( قسمت اول ) 

  

 

تـــــرس از شب

ممكن است كودك شما مثل بسياري از بچه هاي ديگر شب ها احساس ترس و اضطراب  كند؛ اين ترس به سن او و مرحله رشد احساسي و جسمي او بستگي دارد و همين طور هم كه بزرگتر مي شود با انواع مختلفي از تنشها مواجه مي گردد. او بايد ياد بگيرد وقتي كه او را با پرستار و يا در مهدكودك و يا مكان بازي تنها مي گذاريد صبور باشد و بپذيرد كه شب ها جدا از شما بخوابد. همچنين بايد بياموزد كه رفتار خود و همين طور ادرار و مدفوع و احساسات خشم و حسادت و تهاجم را كنترل كند. كودك درباره موضوعاتي از قبيل مرگ، خدا، بهشت و جهنم تفكر مي كند و دچار ترس و نگراني مي شود. به زودي در مي يابد كه والدين براي او آرزوهايي دارند و مي ترسد كه از عهده آنها بر نيايد .

 

كــــــــــودك نگــــــــــران

كودك در هر مرحله از رشد كه باشد، حوادث خاصي ممكن است در او ايجاد نگراني بكند، به عنوان مثال وقتي او بازي هاي گروهي و يا رفتن به مهدكودك را آغاز كند براي مدتي ممكن است جدايي از والدين او را نگران كند. ممكن است براي ترك ما در طول روز و شب و يا براي رفتن به رختخواب به طور جداگانه از خود تمايلي نشان ندهد و اگر شما بيمار شويد احساس تقصير كند و فكر كند كه  كلمات پرخاشگرانه ي او اين بيماري را در شما ايجاد كرده است. زمانيكه مي خواهيم به كودك دستشويي رفتن را ياد بدهيم دوره ديگري از نگراني را در او مشاهده مي كنيم . او دائماً مي ترسد كه مبادا نتواند خود را كنترل كند. حتي گاهي اوقات هول شده و شلوارش را خيس مي كند و چون دوست دارد كه شما را هم خوشحال كند مي ترسد كه شاهد ناراحتي و نارضايتي شما باشد. در بسياري از بچه هاي نوپا اين هيجانات در شب اوج مي گيرد و رفتن به سوي رختخواب به معناي كنترل هيجانات است .

 

ديدن فيلم يا برنامه وحشتناك براي بچه هاي بزرگتر زنگ خطر است. كودك 5-6 ساله ممكن است از ديدن صحنه بچه دزدي و يا پرخاشگري كودك در مقابل والدين به شدت آشفته شود. چنين صحنه هايي براي كودك كاملاً واقعي به نظر مي آيد. همه كودكان تخيلات پرخاشگرانه دارند و تا حدودي نسبت به آن احساس گناه ميكنند. مواردي از قبيل بيماري، اختلافات خانوادگي، جدائي، طلاق،‌ اعتياد و مرگ و مير باعث ايجاد تشويش، نگراني، احساس گناه و ترس در هر سني از زندگي كودك ميشوند. در شب كودك از كنترل دنياي پيرامونش مأيوس ميشود، زيرا نميتواند به طور مداوم محيط اطراف و تخيلات ناشي از احساسات خود را كنترل كند و همين وضعيت باعث بروز ترس در او ميشود. جوانان هم به خاطر اين كه تغييرات احساسي و جسمي سريع و دوران بلوغ را پشت سر گذاشته و از كودكي به بزرگسالي مي رسند، نگراني هاي اساسي را متحمل مي شوند. آنها به آينده ، امتحانات ،‌ شغل ، پول مي انديشند و با فشارها و تمايلات  شخصي زيادي مواجه و گاهي ناگزير مي شوند با معيارهاي خانوادگي در برخوردهاي اخلاقي مخالفت كنند و ممكن است نظامهاي ارزشي جديد را پايه گذاري كرده و ارزش هاي قديمي را كنار بگذارند و تصور كنند كه والدين آنها ديگر تكيه گاه مناسبي نيستند ، و يا به طور كل حمايت والدين خود را  رد كنند .

 

در طول روز راحت تر مي توان نگراني را تحت كنترل درآورد ؛ اكثر  بچه ها در طول روز سرگرم  هستند و فرصتي ندارند تا به مشكلاتشان فكر كنند. اما در تاريكي شب كه به رختخواب مي روند و چراغ را خاموش مي كنند كاري جز فكر كردن ندارند و در تخيلات خود فرو مي روند و همين كه خواب آلوده مي شوند توانايي خود را براي برخي افكار از دست مي دهند و كنترل چنداني روي احساسات، تمايلات شديد و ترس هاي خود ندارند و در اين موقع احساسات و يا حتي اعمالشان خيلي بچگانه مي شود. در اين وضعيت نامناسب، كودك چهار پنج ساله همان اطميناني را نياز دارد كه  احتمالاً كودكان 2-3  ساله در طول روز به آن نيازمند هستند . كودك 4-5 ساله اي كه در روز بدون هيچگونه مشكلي شما را رها كرده و به مهد كودك ميرود، ممكن است در شب براي رفتن به رختخواب مشكلات بسياري را به وجود آورد. سرزنش كردن و اظهار اين مطلب كه او مثل بچه هاي كوچك رفتار مي كند هيچ فايده اي ندارد. بهتر است بفهميد كه چرا او احساس ناامني مي كند. حتي كودكي كه  در طول روز به خوبي از خود مراقبت مي كند و از اعتماد به نفس خوبي برخوردار است ممكن است در شب وقتي سيل افكار به او هجوم مي آورد اين اطمينان را ازدست بدهد. در چنين  موقعيتي او به شما نياز دارد تا بيشتر مراقبش باشيد .

 

بسياري از خانواده ها مشاجرات زمان خواب را تجربه كرده اند. بچه ها براي فرار از خواب درخواستهاي متفاوتي از قبيل شنيدن داستان، تماشاي تلويزيون و بازي دارند. برخي كودكان به هنگام خواب با برادران و خواهران خود نزاع ميكنند؛ گاهي اوقات در رختخواب آرام و قرار ندارند و براي فرار از افكار نگران كننده مرتب تكان مي خورند. اگر كودك شما به دليل ترس و نگراني براي خوابيدن با مشكل مواجه است، در طول روز با او بيشتر صحبت كنيد و به او اطمينان بدهيد كه او را حمايت ميكنيد. با اينحال لزومي ندارد تغييرات اساسي در برنامه خواب بوجود آوريد؛ براي دقايقي او را ماساژ دهيد و يا مدتي بيشتر از ساير اوقات پيش او بنشينيد، اما برنامه و روال روزمره او را تا جايي كه امكان دارد ثابت نگه داريد.

 

ادامــــــــه دارد ...

تبیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 ترس و اضطراب در کودکان

 

 

 

ترديدي نيست كه تمام افراد بشر زماني احساس ترس و اضطراب مي كنند، ترس و اضطراب پايه هاي جسماني و رواني داشته و همراه با عواطف و هيجانهاي نامطبوع و ناخوشايند هستند. اين هر دو احساس، يكنوع حالت انتظار را در بر داشته و احتمالا" از مخاطرات و مشكلات آگاهي مي دهند. ترس چيست؟ ترس واكنشي است كه كم يا بيش شناخته شده بوده و پاسخي به محركهاي تهديد آميز مي باشد. اضطراب چيست؟ اضطراب واكنشي است كه علل خاصي ندارد و يك حالت عمومي كلي بوده و نسبت به هدف مخصوص يا مشخصي معطوف نمي باشد. گاهي اوقات نمي توان دقيقا" ميان ترس و اضطراب تفاوت گذارد و اين كيفيت مخصوصا" در مورد اطفال خردسال مصداق دارد زيرا كودك نمي تواند ميان خطرات دروني و بروني واقعي و تخيلي تفاوت قايل شود.

 

ذهن و روان ما انسانها همواره گوش به زنگ علائم خطراتي است كه پيرامون ما وجود دارند و از وقوع رخدادهاي ناخوشايند يا آسيب زننده به ما آگاهي مي دهند . فكر تمام انسانها ي طبيعي مجهز به يك مكانيسم « دور انديشي » و « پرهيز كردن » است كه تا جاي ممكن ما را از گزند عوامل گوناگون در امان مي دارد و در روند يك حادثه ناخوشايند، نخستين رويداد عبارت است از احساس خطر كه موجب تپش قلب ، افزايش فشار خون، انقباض عروق پوستي به صورت رنگ پريدگي صورت،تند تر شدن سرعت تنفس و انقباض عضلات اندام ها مي شود كه مجموعا" بدن را براي مرحله دوم يعني « گريز يا ستيز » آماده مي سازد. بنابراين در مي يابيم كه مكانيسم هاي احساس خطر كه نوعي « هراس » را در آدمي بر مي انگيزند، براي بقأ و دوام هستي وي ضروري هستند.

 

ولي چرا اضطراب مختص نوع بشر است ؟ اضطراب يعني ترس از يك عامل ناشناخته نامعلوم كه موجب پريشاني فكر و گاه بروز علايم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگ پريدگي نيز مي شود. بنابر اين در فرآيند اضطراب برخلاف ترس طبيعي و واقعي يك عامل حقيقي ترس آور يا خطرناك يا آسيب زننده وجود ندارد بلكه فقط بطور خودكار، ذهن ما در اثر تنش هاي رواني و استرس هاي عصبي و حوادث ناخوشايند و ناگواري كه در زندگي مكررا" برايمان رخ مي دهد از روال عادي خارج مي شود و حساسيت بيش از حد به رخدادهاي آتي و احتمالي پيدا نمايد، دچار اضطراب مي شويم و كم كم به حالتي مي رسيم كه فكرمان فقط بر اتفاقات ناگوار يا بيماريهاي لاعلاج و كشنده گواهي مي دهد و آرامش و امنيت در اين ميان گم و فراموش مي شود. هر چه بيشتر نگران شويم بيشتر احساس هاي خطر و هراس به سراغمان مي آيد و در نتيجه بيشتر در جهت افكار مضطربانه مي انديشيم.

 

چگونگــــي بوجود آمدن تــــرس در كــــودكان

كودكان ترس و اضطراب را از طريق يادگيري ( خصوصا شرطي شدن ) فرا مي گيرند، گرچه بسياري از روان شناسان معتقدند زمينه ترس از هنگام تولد در نوزاد وجود دارد.در مورد ترس از طريق شرطي شدن مثالي در باره طفلي به نام آلبرت بيان مي نماييم . در آزمايشگاه به آلبرت خرگوش سفيدي را نشان دادند ، كودك هبچگونه احساس ترسي از خودنشان نداد ولي به محض آنكه دست خود را براي لمس كردن حيوان، دراز نمود آزمايش كننده دو قطعه آهن را محكم پشت سر او بهم كوبيدند،با شنيدن اين صداي بلند آلبرت تكاني به خود داد و بطرف جلو خم شد. در دفعات بعد، پس از چند بار تكرار عمل فوق، كودك حالت ترس نسبت به خرگوش سفيد نشان داد و علاوه بر آن به تدريج از اشياء مشابه سفيد رنگ ( مانند پوست سفيد و موش و سگ سفيد ) نيز مي ترسيد.

 

تـــــرس های مفيد و تــــرس هاي مخــــرب

ترس در بعضي موارد براي حفظ و بقاء كودك مفيد است ( فرضا ترس از سرعت كه با سرعت حركت مي كند) گاه ترس مي تواند به كودك كمك كند، پاسخهاي جديدي بياموزد.ترس از اتومبيلهاي سريع طريقه عبور از خيابان را به كودك ياد مي دهد، ولي واكنشهاي ترسناك شديد مانند گريستن ، فرار كردن ، فرار كردن ، لرزيدن، به بزگسال چسبيدن و نظاير آنها با رفتار سازنده مغايرت دارند.براي ثبات هيجاني بايد بسياري از اين پاسخ ها را با واكنشهاي سازنده ديگر جايگزين نمود.نتايج يكي از تحقيقات نشان مي دهد ، ترس از اشياء واقعي يا محركهاي غير عادي ( مانند حركتهاي ناگهاني،اشياء غير عادي، افراد بيگانه ) بتدريج باازدياد سن كودك كاهش يافت در مقابل ترس از محركهاي تخيلي ( ترس تاريكي ، كابوس و…) بيشتر شدو ظاهرا" رشد مفاهيم ذهني كودك و درك بيشتر او ازجهان همراه با كاربرد زيادتر علائم، واكنشهاي هيجاني او را تحت تاثير قرار مي دهد. ترس اطفال قابل پيش بيني نمي باشد و در تمام سنين كودكي تفاوت هاي فردي چشمگيري در مورد ترس وجود دارد. يك محرك مي تواند بر طفلي بسيار ترس آور بوده ولي براي ديگري بي تفاوتي باشد .جالب اينكه كودكي ممكن است در يك موقعيت خاص دچار وحشت شود در حاليكه در وضع ديگري همين محرك برايش بي تاثير باشد.

 

روشهای ازميان بـــردن تـــرس

از اطفال نمي توان انتظار داشت كه ترس آنها خود بخود رفع شود. بايد محركهاي جديدي جانشين محركهاي ترسناك شوند تا ترس كودك از ميان برود.خوشبختانه بابهره گيري از اصول يادگيري مخصوصا" اصل خاموشي مي توان در از ميان بردن ترس كودكان اقدام نمود. در اين مورد مثالي ذكر مي گردد.فرض كنيم كودكي از گربه بترسد. اگر ضمن نشان دادن گربه اي به طفل ( محرك نامطبوع و ترسناك ) به او مقداري شيريني ( محرك مطبوع ) نيز بدهيم و چند بار اين كيفيت راتكرار نمائيم كودك پاسخ مثبت تري به شيئ كه قبلا" برايش ترسناك بوده است، خواهد داد . در اينصورت پاسخهاي ترسناك نيز بتدريج از ميان مي رود و پاسخ ترسناك كم كم ناپديد خواهد شد. زيرا ارتباط محرك ( گربه ) و پاسخ ( ترس از گربه ) ضعيف شده و از بين مي رود. در بررسي ديگري ترس كودكان از تاريكي بصورتي كه شرح مي دهيم از ميان رفت. به چند كودك كه از تاريكي مي ترسيدند گفته شد چنانچه در اطاق تاريكي جستجو كنند وسيله جالبي ( اسباب بازي، عروسك و…)خواهند يافت. با اين روش ارتباط ميان محرك ترس آور ( تاريكي ) و پاسخهاي اضطراب آور و ترسناك ضعيف شده ، در نتيجه پاسخهاي دوري كننده نيز بتدريج از بين رفتند. بايد توجه داشت كه هر قدر كودك بزرگتر شده و كاربرد لغاتش بيشتر شود مي توان از توضيحات كلامي نيز براي تقويت روش رفع ترس استفاده نمود. مادران مي توانند با استفاده از روش توضيحات كلامي ، بعلاوه تشويق فرزند براي مقابله با محركهاي ترس آور، وحشت او را از ميان ببرند. در مورد كودكان توضيح كلامي تاثير چنداني ندارد، زيرا كودك نمي تواند كلمات و لغات را با محركهاي ايجاد كننده ترس ارتباط دهد.

 

اضطــــراب و عـــــوامل ايجاد كننده آن

همانند ترس ، اضطراب هم سبب ناراحتي كودك شده و او را مجبور مي كند، رفتار خاصي ايجاد نمايدو در ابتداي بحث بايد متذكر شويم كه اضطراب به ميزان كم غالبا" اثرات سازندگي دارد و بعنوان محركي براي خلاقيت ، حل مسائل و فعاليت مؤثر مي باشد ولي اگر اضطراب شدت يابد سبب از كار افتادگي فرد شده ، او را بيقرار و ناراحت مي كند. دوره دوم كودكي ( 6 – 3 سال) مرحله مهمي است كه ضمن آن اضطراب بوجود مي آيد و در اين دوره كودك بايد با بسياري از عوامل و محركهايي كه ايجاد اضطراب مي كند مقابله نمايد، در نتيجه فرصتهاي بسياري براي كسب اضطراب خواهد داشت.كودك در مورد نشان دادن آزادانه احساسات پرخاشگرانه ، جنسي و اتكايي خود دستخوش اضطراب مي گردد و اضطراب كودك خصوصا" هنگاميكه كودك ديگري متولد مي شود، شدت مي يابد، زيرا او احساس طرد- شدگي نموده و تصور مي كند محوريت خود را از دست داده است و ديگر او را دوست نداشته يا كنار گذاشته شده است . در ظاهر هم گاهي نحوه برخورد والدين و فاميل اين گمان را تشديدمي نمايد. منشاء اضطراب از روابط اوليه كودك و والدين است. تنبيه شديد و محدويت، فشار والدين به كودك براي ظاهر ساختن رفتار هاي دشوار، بدگويي و ارزشيابي منفي از رفتار و كوششهاي كودك ، تضاد در رفتار با او وكيفياتي مشابه آنچه ذكر گرديد،ازجمله عوامل ايجاد كننده اضطراب در كودكان محسوب مي گردد.

 

اثرات اضطراب در رفتار اجتماعي و فعاليت ذهني كودك ظاهر مي شود، تحقيقات بعمل آمده نشان مي دهد، پسران مضطرب نا كفايتي و احساس نا ايمني خود را در فعاليتهاي اجتماعي و بازي نشان داده و تمايل به بازيهاي ابتدايي و كودكانه تر دارند. اضطراب هنگامي در يادگيري تسهيل بوحود مي آورد كه مورد يادگيري ساده بوده و پاسخ دقيقي مد نظر باشد. ولي اگر موضوع پيجيده و مشكل باشد اضطراب در يادگيري مطالب اخلال خواهد نمود، كودكان بسيار مضطرب در يادگيري - هاي كلامي ، پاسخهاي نامربوط و نا مفهوم مي دهند وهر قدر مطلب يادگيري دشوارتر باشد اين نوع پاسخها نيز شدت زيادتري خواهد يافت و در هر حال اضطراب در يادگيري و فعاليت كودكان اختلال ايحاد مي كند. گاه صداي كودك و تكلم او را نيز تحت تاثير قرار مي دهد. بديهي است اضطراب در كلاسهاي بالاتر براي دانش آموزان مزاحمت بيشتري خواهد داشت.همچنين از تحقيقات انجام شده مي توان نتيجه گرفت كه اضطراب با ازدياد سن كودك باعث مي شود در فعاليتهاي ذهني و تحصيلي نا ملايماتي را تجربه كند بعبارتي با افزايش سن بين اضطراب و فعاليت هاي كودك همبستگي منفي وجود دارد.

 

وسائل دفاعــــي مقابله با اضطـــــراب

از آنجائيكه اضطراب كيفيتي نا مطلوب و نامطبوع است ، هر كس مي كوشد روشهايي براي مقابله يا مبارزه با آن انتخاب كند . وسائل دفاعي كه از سوي بخش هاي شخصيت فرد بسيج مي شوند، پاسخ هايي بمنظور اجتناب يا تخفيف اضطراب مي باشند و به فرد فرصت مي دهند آرامتر زندگي كند.

 

عـــواملـــي كه باعث اضطــــراب در دانش آمــــوزان مي شود :

  • فشــــار و سخت گيــــــري بيش از حد والدين بر فــــــــرزندان
  • كاهـــش اعتمــــاد بنفس
  • محيط فيزيكـــــي نامنــــاسب
  • تناقض در رفتـــار والدين
  • عـــوامل خانوادگـــي و ارثـــي ( گاهـــي نگرانـــي هاي والدين و اضطراب آنها به فـــرزندان نيز منتقل مي شود ).

 

اثرات نگرانــــي بر كـــــودكان را مي توان به عـــوامل زيـــر نسبت داد:

۱- نگــــراني موجب توقف فكــــر كــــودك برمشكلات و ناراحتي ها مي شود.

۲- نگراني موجب اختلال در تمركز حواس مي شود وكودكِ مضطرب نمي تواند به خوبي حواس خود را در كارها جمع كند.

۳- نگراني و اضطراب قدرت تصميم گيري و اراده را از آنها سلب مي كند.

۴- موجب مي شود كه فكر آنها در مورد برخي چيزها بيش از حد مشغول شود و به مطلب و موضوع درسي بي توجه شوند.

۵- كودك را بدبين مي كند و همواره فرآيند و رويدادهاي ناگوار را پيش بيني مي كند.

۶- فكر كودك را متمركز بر مشكلات ميكند به طوريكه هر ساعت به يك مساله خطرناك مي انديشد.

۷- اضطراب و عدم اعتماد بنفس باعث وابستگي او به ديگران ميشود و او خود را ناتوان احساس ميكندو نمي تواند با اطمينان و قاطعيت عمل كند. احساس گيجي و سر درگمي مي كندو قدرت مقابله با مشكلات را از دست ميدهد. توان كنترل خويش را ندارد. اينگونه كودكان قادر به آرامش و خواب راحت نيستند.احساس خستگي و كوفتگي و ضعف جسماني دارند. سر درد ،درد قفسه سينه ،دردپا يا دست،درد شكم و سو هاضمه و كم اشتهايي به سراغشان مي آيد.

 

تــــــوجه داشته باشيد كــــه:

تمام اين آثارسو در همه كودكان ظاهر نمي شود و هر كس به در جاتي به آنها دچار مي شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

  چرا کودکان از تاريکی می ترسند؟  

 

 

 

برخی کودکان قادر نيستند در تاريکی بخوابند. وحشت برخی کودکان از تاريکی، برخلاف تصور بعضی از والدين که آن را تلاش کودک برای جلب توجه می دانند، می تواند ناشی از شب کوری باشد. پژوهشگران می گويند که اين ناراحتی نادر و تشخيص طبی آن دشوار است. چشم اکثر مردم پس از مدت کوتاهی به تاريکی عادت می کند، اما چشم برخی از کودکان، که ظاهرا از هيچ گونه ضعف بينايی رنج نمی برند و در محيط پرنور به خوبی می بينند، به تاريکی عادت نمی کند.

تـــــــــرس از ســــايه
پژوهشگران بيمارستان عمومی "گارتناول" در شهر گلاسکو در اسکاتلند با انتشار نتايج تحقيقات خود در "نشريه پزشکی بريتانيا" يکی از دو نوع ناراحتی مادرزادی شب کوری را تشريح کرده اند. والدين يک دختربچه سه ساله که او را نزد پزشکان برده بودند گفتند که بچه بی وقفه از نابينايی در تاريکی شکايت می کند. او به سختی به خواب می رفت و در تاريکی قادر به حرکت از يک اتاق تاريک به اتاق تاريک ديگر نبود، در حالی که می توانست به سوی محيط روشن حرکت کند. پدر و مادر کودک او را تنها پس از آن که مشخص شد خواهر سه ماهه اش به ضعف بينايی مبتلا است نزد پزشک بردند. مورد دوم به يک دختربچه دو ساله مربوط می شد که علاوه بر مشکل بينايی در تاريکی دائم به اشيا برخورد می کرد و زمين می خورد. اين دختر بچه نيمه شب درحال گريه از خواب برمی خاست اما به اتاق خواب پدر و مادرش نمی رفت و شديدا وحشتزده می شد. او همچنين از سايه می ترسيد. پزشکان دريافتند که در خانواده اين کودک، مشکلات بينايی از جمله شب کوری سابقه دار است. به اين کودک چراغ قوه ای داده شد تا در تاريکی با خود حمل کند و اتاق خواب او شب ها روشن نگاه داشته شد. به نظر می رسد به اين ترتيب وحشت او از شب برطرف شده باشد. گروه پژوهشگران که سرپرستی آن را "گوردون داتون"، متخصص چشم به عهده داشت، نوشت: "نابينايی شبانه در کودکان می تواند باعث وحشت عميق از تاريکی شود." وی افزود: "تشخيص اين ناراحتی و اختيار دادن به کودک برای کنترل نور محيط می تواند زندگی خانوادگی را متحول کند.

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  |