مقـــالات روانشناســــــی درباره کـــــــودکان

 

 دروغگویی در کودکان 

 

راههای درمان و اصلاح

( قسمت دوم )

 

 

۱- شنــــاخت علل :

بايد بدانيم چرا كودك دروغ مي گويد ؟ چه انگيزه ها و موجباتي او را به دروغ واداشته اند؟ هدف او از اين دروغ چيست ؟

 

۲- دادن آگاهـــــي :

پس از شناخت علت يا علل، زمان دادن آگاهي و اطلاعاتِ لازم است. في المثل  كودكي كه در اثر اشتباه در بيان تخيل و واقعيت دروغي گفته بايد بفهمد كه واقعيت چيست و خواب و خيال چيست و به او تفهيم گردد كه در بيان آن مسئله دچار اشتباه شده است.

به فردي كه در سن تشخیص است بايد تفهيم شود سخني را كه گفته ناپسند بوده و مورد قبول و پذيرش پدر و مادر و ديگران نيست و ممكن است روزي اين گونه  سخنان زيان و خطر پديد آورند و باعث آبروريزي هايي شوند و ...

 

۳- ايجـــاد محيــــط سالــــــم :

محيط خانه و تربيت كودك را از ريا و نيرنگ دور سازيد و افراد را از معاشران دروغ پرداز ، حتي آنهايی كه گاهي به شوخي دروغ مي گويند بر حذر بداريد. زيرا كودك است و جنبه  نقش پذيري و تقليد او .

 

۴- رعـــايت انصــاف :

طفلي شاهد بي انصافي هاي والدين است. پدر و مادر را مي بيند كه مثلاً دراثر اشتباه ظرفي از دستشان مي افتد و مي شكند و كسي نيست آنها را مورد بازخواست قرار دهد ، ولي همين كه نمونه اين لغزش توسط طفل صورت بگيرد او رابه باد ناسزا و متهم به سر به هوايي مي كنند. كودك چون انصافي از پدر و مادر نمي بيند و از سوي ديگر مايل به شكست و تحقير شخصيت خود نيست تن به دروغ مي دهد.

 

۵- عفــــــــو و بخشـــــش :

در خانه و زندگي و در اداره فرزندان رعايت انضباط و ضوابط اخلاقي ضروري است؛ ولي زياده روي در اين امر نيز درست نيست. براي واداشتن طفل به راستگويي ضروري است در مواردي از بعضي لغزشها كه گاهي خود هم مرتكب آن مي شويم طفل را ببخشاييم. حتي رعايت  انصاف ايجاب مي كند كه او در مواردي كارهاي جزئي خود را كه علني كردن آن موجب شرم و حياست از شما پنهان دارد البته به شرطي كه مخالف شرع و اخلاق نباشد.

 

۶- محــــدود كـــــردن تـــــوقعات :

از او انتظار نداشته باشيد كه همه ي خواست هاي شما را برآورده كند و كاري كه شما در انجامش ناتوانيد و يا تنبلي تان مي آيد كه آنرا انجام دهيد، او براي شما انجام دهد .

 

۷- ايمــــن كــــردن از مجـازات : 

فرزندان ما بايد در خانه احساس آرامش و اطمينان كنند و ‌مطمئن باشند كه خطاهاي  بي اختيار بخشوده ميشود. تنبيه و سرزنش براي مواردي است كه تعمدي در كار باشد و تازه اگر در همان كار عمدي هم سخن راست گفته شود موجب تخفيف در عقوبت است .

 

۸- پنــــد و انـــدرز :

اين امر در كودكان مؤثرتر است از آن جهت كه هنوز با فطرت خود فاصله چنداني نگرفته اند و هنوز درون و ضميرشان پاك و صاف است. بيان يك مسئله كه اين روش فلان ضرر را دارد و خدا از آن راضي نيست و آدم را به جهنم مي برد مي تواند در بازداشتن او از اين راه مؤثر باشد .

 

۹- ارائـــــه  محبــــت :

به فرزند بايد محبت كرد به گونه اي كه او گرمي و لذت آن را بچشد و احساس كند. وجود محبت سبب مي شود كه طفل نيازي به تظاهر و تصنع نداشته باشد و به دروغ و فريب رو نياورد. محبت پيوند دهنده همه گسستگي هاست و باب ملاحظات را  بين كودك و والدين پديد مي آورد. او را وامي دارد در چارچوب نظامي حركت كند كه والدين براي او ترسيم كرده اند. البته لازمه اين محبت آن است كه در مواردي لغزش او را ناديده بگيرند و اگر هم خطايي مستحق تنبيه انجام داد بر او ببخشاييم .

 

۱۰- هشـــــدار به كـــــودك :

ما معمولاً سعي داريم به كودك تفهيم كنيم كه راه او راهي درست و به صواب نيست . البته اين سخنان براي همه ي اطفال قابل فهم نيست. اگرچه كودك بايد  از قبل بداند كه دوست داشتن والدين چه منافعي براي او دارد و دوست نداشتن چه زيانهايي. بعدها در سنين بالاتر مي توان به او گفت كه اين كار را خدا دوست ندارد و چيزي كه خدا دوست نداشته باشد برايش عقوبت و مجازات تعيين مي كند ، او را به جهنم و آتش مي سوزاند و از محبت ها و لذتها محروم مي سازد .

 

۱۱- اعــــلام نارضایتـــــی :

پدر و مادر با نشان دادن حالت خود و با بيان خويش بايد به او تفهيم کنند كه از عمل او ناراضي هستند ، دوست ندارند دروغ او را بشنوند و از اين كه او در حضور جمع ، اين دروغ آن هم با اين عظمت را گفته خوشحال نيستند. والدين در مواردي با نشان دادن قيافه مظلومانه و حق به جانب به او نشان دهند كه آبرويشان در اين دروغ از ميان رفته و آنها از اين مسئله ناراحت اند. بايد مسئله را به گونه اي در ذهن  بزرگ كرد تا ديگر اين حالت مكرر نشود و او هوس دروغگويي نكند .

 

۱۲- ايجـــــــاد ســـــرخــــوردگــــي :

در مواردي كه دروغگويي كودكان مكرر شود مي توان در حد متعادلي روحيه او را شكست و سرخوردگي در او ايجاد كرد؛ مثلاً آنگاه كه سرگرم دروغگويي و ميدان داري است با قيافه اي گرفته و بدون لبخند و بدون تصديق و تأييد با او مواجه شويم و در برابر سخنانش بي تفاوت باشيم و در وسط سخنش خودمان با ديگري صحبت كنيم و يا موضوع بحث را عوض كنيم تا او بداند در اين راه توفيق نيافته است.

 

۱۳- مـــچ گيــــري :

در مورد حادتر مي توان موضع شديدتري گرفت و پس از بيان دروغهايش آن را به رخش كشيد و به او تفهيم كرد كه ما مي دانيم تو دروغ مي گويي . البته لازم است اين مرحله پس از همه تذكرات، ‌اخطارها و اندرزها باشد و آنچنان نباشد كه در حضور جمعي صورت گيرد و او در اين زمينه احساس حقارت كند. چون به هنگامي كه كودك خود را رسوا ببيند سر از كارهاي خطرناكي در مي آورد و دروغگويي حرفه اي مي شود .

 

۱۴- تنبيــــه و تهــــــديد :

در مواردي كه هيچ يك از مواضع بالا سودي نبخشد و فايده اي ندهد بهتر است از راه تهديد و يا تنبيه او را از دروغگويي دور داريم كه البته اين راه، چندان عملي نيست و تنبيه ما نشان ميدهد كه ديگر در تربيت، كار از كار گذشته است .

 

هشـــــــــدارها در اصـــــــــلاح دروغ

۱- ضـــرورت ايجاد رشــد :

در نظر ما آن كس كه تن به خيانت و دروغ مي دهد و هنوز به ارزش وجودي خود و به ارزش حقيقت و اخلاق پي نبرده است. پس خوب است به او فرصت رشد و زمينه آنرا بدهيم. او را واداريم كه دريابد وجودش ارزنده و مهم است و ارزش بالاتر از اين است كه خود را كوچك كند و دروغ بگويد. اگر او در سايه دروغ توانسته است ديگران را فريب دهد و دروغ بگويد حيثيتي به دست نياورده است؛ اگرهم به دست آورده باشد از آنِ نيست او بلكه از آنِ  دروغ است   

  

۲- كسب محبـــــوبيت حقيقــــــي :

كودك و حتي بزرگسال بايد در يابد كه محبوبيت قابل ارزش درسايه راستي است نه دروغ و خيانت ؛ اگر راست بگويد و تنبيه شود براي او ارزنده تر است تا آن كه دروغ بگويد واز تنبيه بركنار گردد. در اين زمينه ضروري است بين ارزش حقيقي محبوبيت و ارزش كاذب آن فرقي بگذاريم و نشان دهيم كه اولي پايدار است و دومي متزلزل. اين مسئله را به طفل هم مي توان تفهيم كرد كه اگر امروز اين دروغ را گفتي و به هدف رسيدي ، فردا براي رسيدن به اين هدف چه خواهي كرد ؟

 

۳- اعطــــاي آزادي منــاســـب :

بسياري از فرزندان ما دروغ مي گويند به خاطر آن كه ما فرصت و امكان راستگويي را از آنان سلب كرده ايم . اگر به آنها بگویيم كه بدون ترس و وحشت آزادند كه مسئله خود را با ما در ميان نهند و نيازهاي خود را به ما بگويند مشكل دروغگویی شان حل شده است . اصولاً محيط صادقانه و صميمانه در تربيت و اصلاح افراد مؤثر است.

 

۴- تــــوجه به دوران كــــــــــودكــــي :

از ويژگي هاي دوران كودكي اين است كه ثبات و دوام ندارد. لحظه اي شاد است و لحظه اي ديگر غمگين. لحظه اي احساس نياز به امري مي كند و جان و روانش را وابسته به آن مي داند و در آني ديگر احساس استقلال دارد و فكر مي كند نبايد كسي بالاي سر او باشد. بر اين اساس اگر كودك شما دروغي گفت گمان نكنيد او سر از فساد در آورده است . همين طفل با راهنمايي مناسب آن چنان پاك و معصوم خواهد شد كه شما خود تعجب بوديد . البته اين سخن دليل بر آن نيست كه دروغ او را ناديده بگيريد. متناسب با اهميت و عظمت دروغ  و شرايط و احوال طفل بايد آن را پيگيري كرد .

 

۵- اعطـــاي ميـــــدان فعاليت :

برخي از فرزندان در خانه نقش برده اي را ايفا مي كنند كه اختيار هيچ چيز را ندارند . منحصراً در چارچوبي مي توانند فعاليت كنند كه پدر و مادر به صورت ضوابط ريز تهيه ديده و ناظر بر اجراي آن هستند. روشن است كه فرزندان ميدان عمل بيشتري را مي خواهند  دارند و هر وقت  ضرورتي براي استفاده  از آن ميدان برايشان پديد آيد از آن استفاده  مي كنند و در برابر بازخواست هاي بعدي خود را براي دروغ پردازي آماده مي كنند . در زمينه سازندگي و رشد ، يك بعد قضيه اين است كه به او ميدان حركت و تلاش بدهيد و او را در آن ميدان آزاد بگذاريد تا خود را بيازمايد و قدرت و امكانات خود را كشف كند و براي اثبات ارزش وجودي خود نيازمند به دروغگويي نباشد .

 

۶- ايجـــاد زمينـــه احســـاس اعتمــــاد :

وجود زمينه احساس اعتماد باعث آن مي شود كه كودك خود را مجاز احساس كند كه مسائل خود را به گونه هاي جدي با والدين در ميان نهد. اگر خيانتي درباره او روا داشته شد  آنرا براي شما بازگويد و شما را در جريان كارها قرار دهد. چه بسيار فرزندان جامعه كه قرباني توطئه ها و هوسهاي شوم ديگران شده اند و از ترس مجازات و به خاطر نداشتن اعتماد آنرا به شما نگفته اند و شما روزي از آن سر در آورده ايد كه كار از كار گذشته بود.

 

۷- خــــودداري از آبــــروريــــزي :

گاهي برخي از فرزندان، حقايق خود را با والدين در ميان نمي گذارند از آن بابت كه احساس مي كنند آنها خود نگهدار نيستند و اگر حقيقت مسئله را بدانند آن را  نزد اين و آن بازگو مي كنند و در آن صورت آبروي او از ميان مي رود. اگر كودك احساس كند كه آبرويش رفته ديگر فردي خطرناك خواهد بود و با او نمي توان زيست. هميشه سر از فتنه گيري و دروغ در خواهد آورد و هميشه سخنان او مورد تأمل خواهد بود .

 

۸- بيـــان عـــــوارض و خطـــــر :

كودكان و فرزندان ما سن و تجربه اي ندارند تا در سايه آن بتوانند آينده را آنچنانكه هست ببينند. و يا آن چنان تجربه اي ندارند كه بتوانند عواقب نامطلوب وضعي را كه در اثر دروغ پديد خواهد آمد درك كنند.در اينجاست كه والدين و مربيان از طريق ذكر داستانهاي مربوط به دروغگويي و فرجام آن ‌ قادر مي شوند به ارشاد او پرداخته و هدايتش كنند. البته ذكر داستانها از همان سنين خردسالي و در موقعي كه هنوز وارد اين مرحله نشده است مؤثرتر است. روزي كه او از مسئله دروغ وحشت داشته باشد به هيچوجه حاضر به آن نمي شود .

 

۹- بيــــــان شــــــــرايط ارزش او :

والدين و مربيان لازم است به كودك تفهيم كنند كه اگر براي او ارزش و احترامي قائلند به خاطر صداقت اوست و اگر رعايت صداقت و درستي را نكند احترامي نخواهد داشت. به او تفهيم كنيد بدان اندازه بايد رشد داشته باشد كه اگر راستگويي به زيان و ضرر اوست باز هم راست بگويد و صراحت و قاطعيت خود را از دست ندهد. اگر كار بدي كرده ، مي تواند از آن عذر بخواهد ولي اگر دروغي از او صادر شود قابل بخشش نخواهد بود .

 

۱۰- آمــــادگي بــراي پذيــــرش او :

والدين و مربيان عملاً بايد نشان دهند كه آماده پذيرش كودك و حتي خطاهاي او هستند. حاضرند به حرفهاي او گوش فرادهند و به احساسات و عواطف او احترام بگذارند. در برابر لغزش او خشونت به خرج نمي دهند و آبروي او را در ميان جمع حفظ مي كنند. اين امر زمينه و امكان دروغگویی را از كودك سلب ميكند و او را در مسير صلاح قرار ميدهد .

 

۱۱- جنبـــه الگــــوي والـــدين :

فراموش نكنيد كه كودكان از ما درس مي گيرند . دروغ را از ما مي آموزند. اگر موضع ناروايي در برخورد و رفتار و گفتارها اتخاذ كنيد او همان را ادامه خواهد داد. هرگز گمان  نكنيد كه كودك آن را نمي فهمد. او ظاهراً در برابر رفتار شما آرام است ولي همان را مي آموزد وعمل مي كند. شما با عمل خود راه اقدام به خطا را برايش آسان مي كنيد و زمينه صدق و راستي  را از او مي گيريد. در چنان صورتي شما مسئول عواقب نابسامان رفتار فرزند خود خواهي بود. ايمان شما به خدا و رعايت اصول پرهيزكاري و اخلاص و مراقبت در گفتار و رفتار شما درسي ارزنده براي فرزندان است و در نجات از اين معضل كمك مؤثري خواهد برد.

 

۱۲- خــــــودداري از اصـــــــــرار :

گاهي شما ميدانيد كه فرزند شما فلان غذايی را كه از آن منع بوده است خورده  و لكه روي لباسش و طعم دهانش آنرا اثبات مي كند و با اينحال او انكار ميكند. اصرار شما بر انكارش خواهد افزود. در صورت اصرار بر انكارش نيز سعي نداشته باشيد به او مارك دروغگويي بچسبانيد، فعلاً مساله را ناديده بگيريد تا بعدها در خلوت او را به خطايش آگاه كنيد .

 

دروغ در چه كسانــــي بيشتــــر است ؟

  • در بين آنها كه ضعيف و عصبي و يا هيجاني هستند.
  • در آنها  كه رشادت و شجاعت لازم و كافي را ندارند و ترسو هستند .
  • در بين آنها كه به صورت افراطي خواستار  جلب نظر و محبت اند .
  • در بین آنان كه قدرت نياز در آنها نيرومند و دستيابي به هدف برايشان دشوارتر است .
  • در بين آنها كه تكاليف شاق بر آنها تحميل شده و قدرت تحمل آنرا ندارند .
  • در آنها كه ايمانشان ضعيف است و فشار واِعمال قدرت شما بر آنان بسيار است .
  • آنها كه دوران كودكي توأم با محروميت و نابساماني بسيار داشته اند  و محبت كافي نديده اند .
  • و بالاخره آنها كه از تربيت كافي ولازم برخوردار نبوده اند .

 

تـــذكــــري به والـــدين و مــــربيــــان

اعمال برخي از طرق براي اصلاح دروغ كودكان يا مؤثر نيست و يا اثرش چندان زياد نيست  و حتي در مواردي ممكن است آثار معكوس و نامطلوب بر جاي گذارد مثل :

  • سرزنش ها و ملامت هاي بسيار .
  • اعمال خشونت و تنبيه بيش از اندازه و آزار رساندن به او .
  • متهم كردن و دروغگو خواندن كودك و بردن آبـــروي او در نزد ديگــران .
  • دريغ داشتن محبت و هدايت از كودك و همچنين اعلام سلب اعتماد از او .
  • رها كردن طفل به حال خودش بدان اميد كه او در آينده خود به خود اصلاح خواهد شد .

در همه حال ضروري است سر از علت در آوريم و درد او را به صورت ريشه اي درمان كنيم ،  و نيز حسن نيت خود را نشان داده و با كودك تفاهم كنيم. زيرا او درهمه حال فرزند ما و چون چوب منبر است كه نه مي توان او را سوزاند و نه او را به دور انداخت بايد سوخت و ساخت و او را اصلاح كرد.

 

تبیان

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 9:54 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 مسئله دروغگويی كودكان

 

( قسمت اول )
 

 

 

يكي از نكات مهم تربيتي جلوگيري از دروغگويي كودكان است. اين مسئله در اغلب خانواده ها مطرح است و پدران و مادران البته نه در دوران خردسالي كودك بلكه از حدود سن تميز از آن شديداً رنج مي برند.

پايه گذاري اين لغزش و خوي ناپسند از همان دوران كودكي است. در روزهاي اول كه بنا به علل اجتماعي و احياناً غريزي طفل دروغ مي گويد و راه حيله در پيش مي گيرد ، والدين با موضع تشويق و خنده و شعف از او استقبال مي كنند . غافل از اين كه همين امرموجب رشد و پرورش اين حالت نابهنجار مي شود.

 

تعـــــــريف دروغ

دروغ بيان سخن و مطلبي است كه مطابق با واقع و حقيقت نيست. معمولاً آن كس كه دروغ مي گويد آگاهانه به تحريف حقيقت مي پردازد و امري را تأييد مي كند كه وجود خارجي ندارد. البته چنين امري همه گاه در باره كودكان صادق نيست. زيرا بعدها خواهيم ديد كه بسياري از كودكان خردسال و آنها كه در مرز سن تميز هستند گاهي بين تخيل و واقعيت فرقي نمي گذارند  و سخني مي گويند كه به نظر ما دروغ است. دروغگوئي كودكان مميز معمولاً  با زمينه سازي ها و تدابيري انديشيده است و در آن نقشه كشي و حساب مطرح است و طفل  آن را به خاطر وصول به هدف و مقصدي مورد استفاده قرار مي دهد .

 

صــــــورتهاي دروغ

دروغ گاه به صورت تحريف حقيقت است و زماني به صورت وارونه نشان دادن آن . گاه به صورت گزافه گويي است و گاه به گونه ي  بيان يك مسئله و زماني به صورت سكوت در آن باره .  مثلاً به هنگامي كه درباره  كودكي نزد فرد بزرگسالي  تعريفي مي شود و سخني ذكر مي گردد كه او واجد آن نبوده و درعين حال بدان گوش فرا داده  و در برابرش سكوت مي كند به حقيقت ، او به نوعي مرتكب دروغ شده است . 

 

هـــــدف از دروغ

معمولاً هدف از دروغ گمراه كردن طرف مقابل و يا مشتبه كردن امري بر ديگري است تا در سايه آن به هدف و مقصدي كه مورد نظر است برسد . آن كس كه دروغ مي گويد معمولاً قصد دارد  بر اثر آن به اغفال و فريب ديگران بپردازد و آنها را گول بزند ، آن چنان كه واقعيت ها را در نيابند و دست او را تا رسيدن به مقصد باز گذارند . اين هدف يا اهداف ممكن است متعدد و گوناگون باشد . از جمله نجات از مجازات ، كسب منافع مورد نظر ، جلب نظر و عنايت ديگران كه  به نحوي در زندگي و سعادت او نقشي دارند . آدمي از طريق  دروغ گويي موفق مي شود فردي را كه به گونه اي مي تواند برايش خير و سعادت بيافريند خام كرده و او را به خود مؤمن بسازد و به پيش رود .

 

دروغ نشانـــــــه چيست ؟

دروغ چه در كودك و چه در بزرگسال حاكي از وجود ناامني و اغتشاش در درون است و نشان مي دهد كه فرد  در وضعي نامطمئن و نا ايمن قرار دارد ؛ شخصيت  و موقعيت او در خطر است و تنها از راه  دروغ مي تواند خود را ايمني و رهايي ببخشد .

او ممكن است درمواردي دچار  احساس ضعف  يا حقارت باشد و اين درد ، جان او را مورد صدمه قرارداده و آزارش دهد . به همين دليل براي رهايي از آن و رسيدن  به تعادل و اعتدال ، اين راه را انتخاب كند .

 

آثار دروغگـــــــوئي در فــــــــــرد

پريدگي رنگ ، ضربان شديد قلب ، خشك شدن دهان به گونه اي كه زبان به زحمت در دهان حركت مي كند ، گرفتار شدن به لكنت ، آن چنان كه قادر به اداي سخن نيست . بيهوده گويي بدين معني كه حرف هاي بي سرو ته مي زند و پريشان مي گويد ، عدم قدرت بر كنترل اعضاء ، نگاه هاي حيرت انگيز ، ‌پيدايش آثار شرم در چهره ....

البته اين علائم در افرادي كه جديداً دروغ را شروع كرده اند نمايان تر است و به تدريج كه فرد به دروغ عادت مي كند ، اين آثار در او از ميان مي رود ، آن چنان كه در مواردي حتي قادر مي شود مظلوم نمايي كند و در عين دروغگويي بگريد و خود را محق معرفي كند و چند سوگند  دروغ  هم بخورد .

 

دروغ از ديد شـــــــرع و اخــــــــلاق

در همه مذاهب واديان و در همه مكاتب اخلاقي دروغ امري ناپسند و مذموم ذكر شده است . اين امر در شرع مقدس اسلام بدان حد زشت و منكر شمرده شده است كه در قرآن كريم لعنت و نفرين خدا بر دروغگويان اعلام و ثبت گرديده است .

روايات اسلامي مي گويند مؤمن را نمي توان مؤمن  خواند مگر آنگاه كه دروغ را رها كند ، چه به صورت جدي و چه به صورت شوخي ،  و يا در سخني از معصوم آمده است كه شرور و مفاسد  در مخزني و جايي جمع شده اند و كليد آن مخزن دروغ است .

 

خطـــــــــر و زيــــــــان دروغ

جنبه زيان بخشي و خطر آفريني دروغ بسيار است كه به نظر ما مهمترين جنبه دروغگويي تبديل  شخصيت حقيقي و واقعي  انسان  به شخصيت ساختگي و تصنعي است .آنكس كه دروغ مي گويد در حقيقت مي كوشد خود را از عالم واقع بيرون بكشاند و به جهان ساختگي و تصنع نزديك سازد كه در آن صورت  به تدريج از صورت شخص به شيئي منقلب مي شود .

دروغ اعتماد را از  ميان برمي دارد ، آدمي را در بين جمع بيگانه  مي سازد ، اوضاع و حركت جامعه را دچار  شك و تزلزل مي نمايد، در مواردي باعث پيدايش  درگيري و سوء تفاهم ها مي شود در بين مردم بدبيني پديد مي آورد. اصول و ضوابط  ادب و اخلاق را خدشه دار مي سازد و خلاصه  ارزش و لذت زندگي را از بين مي برد .

 

ضــــــــــرورت درمان

وظيفه مربيان اين است كه به اصلاح و درمان  اين عيب از طريق دادن آگاهي هاي لازم ، ارائه و عرضه ي محبت واخلاص خود در سعادتمندي او ، روشنگري  و پند و اندرز ، عرضه اعتماد و اطمينان به او ، بيان اين نكته كه از او حمايت خواهند كرد و‌ ذكر مفاسد آن به خاطر ايجاد نفرت در درونش  نسبت به دروغ ، او را از اين حالت نجات دهند .

از نظر اجتماعي هم فراموش نخواهيم كرد كه كودك امروز پدر يا مادر فرداي اجتماع است . اگر اصلاح نشود هم سبب وارد آمدن  ضربه اي به اجتماع خواهد شد و هم آبروي اولياي خود را خواهد برد .

 

يادگيــــــــــري دروغ

به عقيده اكثريت  علماي اخلاق و روانشناسان ، دروغ داراي جنبه اجتماعي و يادگيري است گو اين كه برخي از صاحبنظران  براي آن ، ريشه غريزي كه جلوه آن در حيوانات به صورت فريبكاري و استتار  وجود دارد را نيز ذكر كرده اند ، ولي تجربه روزانه  خلاف آن را ثابت مي كند .

به عقيده ما كودك از خانواده و اجتماع  و از كساني كه در اطرافش هستند دروغ را مي آموزد . اصل در آفرينش او فطرت صدق است و او دروغ را از ديگران  ياد مي گيرد . تحرك ذهن و فرزانگي طبيعي كودك خيلي زود او را با دروغي كه مي بيند يا مي شنود مأنوس خواهد ساخت. تماس هاي اجتماعي  و ديدن صور و اشكال دروغ از اين و آن خود سبب ورزيدگي و كسب مهارت او در آن زمينه مي شود و اين خود هشداري  است براي والدين در جهت كنترل گفتار و رفتار خود و بر حذر داشتن كودك از معاشرين دروغگو و اجتماع آلوده و فاسد .

 

عــــــــوامل و انگيــــــــــــــزه هاي دروغ

۱- تــــــــــرس از مجازات :

طفل و حتي فرد بزرگسال  دروغ مي گويد  از آن بابت كه از مجازات مي ترسد و اگر راست بگويد از مكافات امري  كه مرتكب شده ايمني ندارد . بررسي هاي علمي نشان مي دهند كه  بيش از 70% دروغهاي كودكان به اين علت و دليل است ، شما اطمينان  دهيد او را تنبيه  نخواهيد كرد تا به شما راست بگويد .

 

۲- احســـــــــاس فشــــــار :

كودك اصرار دارد امري را كه مرتكب شده از نظر شما  مخفي باشد و شما در ضمنِ سؤالات بسيار، به بازجويي او مي پردازيد . پيداست كه او براي حفظ شخصيت خودهمچنان به دفاع و انكار خواهد پرداخت . 

 

۳- ضعف و عجـــــــــــز :

 در مواردي ديده مي شود كه والدين و مربيان تكاليف شاقي را بر فرزند تحميل كرده اند و او قدرت انجام آن تكاليف را ندارد. بدين نظر به دروغ مي گويد كه وقت ندارد ،‌ از اين كار سر در نمي آورد و آن را بلد نيست ، خود را به ناخوشي ميزند كه بيمارم  و ... .

اين ضعف و عجز در مواردي مي تواند به صورت عكس قضيه يعني لاف زدن و گزافه گوئي در آيد تا از  اين طريق ضعف  خود را در انظار ديگران جبران و ترميم نمايد .

 

۴- حســـــــــــادت و رقــــــــابت : 

منشاء ‌برخي از دروغهاي كودكان حسادت و يا رقابت است . او مي بيند كه برادر  يا خواهر كوچكش با شيرين زباني هاي خود نظر پدر و مادر را جلب كرده و محبت آنها را  به صورت انحصاري در گرو خود در آورده است . او از طريق رقابت كه  در حقيقت منشائي جز حسادت ندارد  مي خواهد جاي پايي براي خود ايجاد كند و چون قدرت انجام عمل و رقابت را ندارد تن به دروغ مي دهد . زماني هم ديده مي شود كه طفل  خردسال  را اذيت كرده و به گريه اش مي اندازد و بعد منكر قضيه مي شود .

 

۵- جلب نظــــــــــــرها :

گاهي شما به عنوان پدر يا مادر  در ميان جمعي از دوستان خود نشسته و سرگرم بحث و گفتگو هستيد  و كودكي را كه در ميان جمع شماست فراموش كرده و يا او را به حساب نمي آوريد . ناگهان مي بينيد كه كودك با بيان مسئله اي كه واقعيت ندارد لب به سخن مي گشايد  و امري را با زرق و برق  و با جلوه اي خاص بيان مي كند ، تا توجه تان رابه سوي خود معطوف دارد .

 

۶- كسب منافـــــــــــع :

شما به فرزندتان اعلام مي كنيد كه اگر در ثلث سوم و در امتحانات آخر سال  بتواند رتبه اول  شود و يا در فلان درس فلان نمره را بياورد برايش فلان اسباب بازي را كه بسيار مورد علاقه اوست تهيه  خواهيد كرد . حال  وضع او را در نظر آوريد كه به  فلان رتبه  و نمره دست پيدا نكرده است . ولي به آن اسباب بازي علاقه مند است . طبيعي است كه با گفتن دروغ و به كار گرفتن راه خطا و نادرستي بخواهد خود را به آن منفعت برساند .

 

۷- خودنمائــــــــــــي و غـــــــــــــرور :

آدمي براي اينكه در ميان جمع خود را دستكم نگيرد و نشان دهد كه او هم كسي است به دروغ از شخصيت خود، از اهميت خانواده و وضع خود صحبت مي كند.

  

۸- پــــــــــوشاندن لغـــــــــــزش :

كودك نيز چون ديگران داراي حب ذات است. خودش را دوست دارد و شخصيت او در نزدش عزيز است. او ممكن است درمواردي دچار لغزش و خطا شده باشد و ميداند كه در اين امر مورد طعنه و سرزنش ديگران قرار خواهد گرفت و شخصيت او به خطر خواهد افتاد.به همين دليل براي پوشاندن گناه و رهايي از خطر سرزنش و تمسخر تن به دروغ مي دهد و آماده مي گردد كه بر خلاف واقعيت حرف بزند. البته اگر او مي دانست كه لغزش و خطاي او بخشيده مي شود تن به دروغ نمي داد .

 

۹- آرزو ، اميــــــــــد  :

دروغ كودك در مواردي مي تواند نشان دهنده اميد و آرزوي او در وصول به هدفي و مقصدي باشد. او آرزو دارد كه از فلان جوي بپرد و عبور كند پس همان آرزو را به صورت تحقق يافته آن مطرح مي سازد  .

 

۱۰- انتقـــــــــــام گيــــــــــــــري :

در مواردي دروغگويي نوعي انتقام گيري است و او مي خواهد با زحمت انداختن پدر و مادر كه آزارش رسانده اند، ‌با سوزاندن دلِ آنها كه روزي دل او را سوزانده اند  انتقام بگيرد. آنها معمولاً با گفتن دروغي پدر و مادر خود را مضطرب مي سازند، ‌و حتي در مواردي سعي دارند آبروي آنها را ببرند. از آن بابت كه روزي آنها آبروي او را نزد دوستش برده اند. اين گونه رفتار در كودكاني كه ظرفيت روحي مناسبي ندارند واغلب احساس مظلوميت و ضعف وحقارت مي كنند بيشتر ديده مي شود. آنها اعمال اين روش را براي خود نوعي دفاع و مقابله مي پندارند.

 

۱۱- بــــازي كــــــــــودكانه :

كودك است و بازي،‌ تمايل به لذت بازي او را وامي دارد كه در مواردي با دروغ هاي خود  ديگران را هم بازي دهد .

 

۱۲- تخيــــــــل كــــــودكانه :

اين از مسائل مهم  و از نكات اساسي روانشناسي كودك است كه طفل در موارد بسياري بين واقعيت و  تخيل  فرق نمي گذارد. چه بسيارند مسائلي كه او در ذهن آن را تخيّل و تصوير مي كند و بعد همان را به عنوان يك واقعيت مطرح مي سازد. اين امر در كودكاني كه كمتر از پنج سال دارند به فراواني ديده مي شود  و والدين ناآگاه به جاي تفهيم  كودك او را به باد مسخره و سرزنش مي گيرند و متهمش مي سازند كه دروغ گفته است. دروغ او به واقع دروغ نيست. نوعي تصور و خيال است و گاهي هم نتيجه داستان روز قبل مادر و يا رؤياي شب قبل اوست. به خصوص كه او از بيان واقع در رؤيا و تفاوت گذاري بين اين دو عاجز است .

 

۱۳- ناشيگـــــــــــــري در تــــــــــربيت :

بررسي ها نشان داده اند والديني كه توانسته اند محيط  خانه را محيطي پر از صدق و صفا سازند و ضوابط  اخلاقي را در خانه رعايت كرده و هشيار باشند فرزندانشان صادق و راستگو بار خواهند آمد.

 

۱۴- الگــــــــــــوي غلط :

چشم و گوش كودك  دريچه هايي از او به سوي جهان خارج هستند.  آنها نگاه مي كنند شما چه مي گوييد و چه مي كنيد. شما ممكن است دائماً فرزندان خود را نصيحت كنيد كه راست بگويند ولي عمل شما خلاف آن باشد. فراموش نكنيد طفل آنچه را كه از شما ديده و شنيده است مي آموزد يا در اجتماع امروز يا فرداي خود آن را پياده مي كند. همه ي رفتار و گفتار شما سرمشق اوست و به او سرايت خواهد كرد .

 

۱۵- تشــــــــــويق غلط :

گاهي كودكي را مي بينيم كه به علت شيرين زباني  دوران خردسالي  دروغي را كه مثلاً از كسي ياد گرفته با زبان كودكانه اش در حضور پدر و مادر مي گويد  و آنها بدون توجه به عواقب آن شروع به تشويق و بوسيدن او مي كنند. طفل بي خبر از همه مسائل ، از اين پذيرش شاد شده و به ادامه راهش خواهد پرداخت و روز بعد براي اين كه محبت بيشتري ببيند دروغ بزرگتري را خواهد گفت و اين امر به تدريج در او به صورت عادت در مي آيد .

 

۱۶- آزمــــــــــــودن والـــــــــدين :

گاهي كودكان دروغي را مي گويند تا در سايه آن بتوانند پدر و مادر را آزمايش كرده و  موضع آنها را در برابر اين امر دريابند. مي دانيد فرزندان ما به علت ناآگاهي و بي تجربگي در دنيايي از معماها و چراها قرار مي گيرند و نمي دانند  در برابر آنها چه موضعي اتخاذ كنند.سخني را به دروغ مي گويند و منتظر مي مانند كه عكس العمل  آنها را ببينند. اگر عكس العمل منفي  بود مي گويند  شوخي كردم و دروغ بود ، اگر مثبت بود به ادامه آن راه مي پردازند. براين اساس اين دروغ براي كشف است نه مسئله اي ديگر .

عوامل و انگيزه هاي ديگري هم در اين زمينه وجود دارد كه براي رعايت اختصار از ذكر آن خودداري مي كنيم.

امكـــــــــــان اصلاح دروغگـــــويــــــــــــي

اين كه آيا  امكان  اصلاح و درمان كودك دروغگو وجود دارد يانه ؟ پاسخ ، مثبت است. كودك در مرحله آغاز زندگي است و امكان  ايجاد هر گونه تحول و تغييري  در او وجود دارد و او بيش از هر سن ديگري نقش پذير است.

 

ادامــــه دارد ...

 تبیان

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 9:51 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

  چرا بچه ها دروغ می گويند؟

 

 

دروغگويي از نظر لغوي به معناي كتمان واقعيت است. فرد دروغگو از طريق دروغ گفتن ضعفهاي خود را مي پوشاند و شنونده را گمراه مي سازد. خود را از تنبيه نجات مي دهد و بدان وسيله توجه ديگران را به خود جلب مي كند. يكي از عوامل دروغگويي، ترس در كودكان است. اگر كودك به سبب راستگويي تنبيه شود، در آينده براي نجات و رهايي از مجازات به دروغگويي متوسل مي شود. والدين و مربيان بايد از هر كودك انتظاراتي داشته باشند كه با واقعيات و امكانات او منطبق است در غير اين صورت دروغگويي كودك تقويت و تشديد خواهد شد. همه انسانها در محدوده اي برابر پا به عرصه وجود مي گذارد. هيچكس از كودكي دروغگو به دنيا نيامده است. همه انسانها راه فكر كردن و توجيه اعمال خويش را از ديگران آموخته و تكامل يافته اند. درستي يا نادرستي از طريق كلمات و اعمال ديگران به ما القا مي شود و ما اين كلمات و اعمال را در ذهنيات خود تلفيق كرده، سرانجام شخصيت خود را شكل مي دهيم.


به مثالهايي چند از توجيه افرادي كه در مواردي دچار اشتباه شده اند دقت كنيد: من حق داشتم كه اين خطاها را انجام دهم ، افراد ديگر زياد به اين مسأله اهميت نمي دهند هركس ديگري هم كه بود همين كار را مي كرد . راستي شما فكر مي كنيد كه اين گونه توجيهات استادانه چگونه توسط بعضي از جوانان ونوجوانان بيان مي شوند؟ آنها اين مسائل را از جامعه خود آموخته اند، از كساني كه با آنها سروكار دارند و با ارزيابي اعمال درست و نادرست كه توسط ذهنيات هر يك انجام شده است اعمال خود را با اين گونه توجيهات همراه مي سازند. به خاطر همين است كه مي گوييم والدين نقش مهمي در تكوين شخصيت فرزندان خود بازي مي كنند و اين نقش در سالهاي اوليه تربيت كودكان ارزشي به غايت والا دارد. براي اينكه فرزندان خود را راستگو تربيت كنيم ابتدا مي بايست نسبت به اعمال خود نهايت دقت را داشته باشيم و نيز درارتباط خود با ديگران دقت كنيم، زيرا در يك جامعه معمولاً تربيتهاي متفاوتي وجود دارد. تربيت كودك مي بايست از همان دوره طفوليت او آغاز شود، صداقت و راستگويي از مواردي است كه بايد قبل از سنين مدرسه به آن توجه شود. البته ما بايد توجه داشته باشيم كه كودك اساساً قصد فريب والدين را ندارد، ولي توجيهات او راهي براي فرار از مجازات است.

 

دروغ گفتن يكي از رفتارهاي متداول كودكان 4ـ5 ساله است كه از لحاظ اخلاقي اشكالي ندارد. كودكان در اين سن و سال معمولاً به دو شكل دروغ مي گويند كه نخستين آن خيال پردازي است، كودك با جعل داستان يا با طرح مبالغه آميز بعضي از واقعيات، اغلب خواسته خود را با ما درميان مي گذارد و غيرمستقيم از اميالش صحبت مي كند. در اين صورت بهتر است كه پدر ومادر در تأييد خواسته كودك حرف بزنند. دروغ نوع دوم دروغ به اصطلاح مفيد است، دروغي است كه بزرگترها هم مي گويند و آن رابه حساب دروغ مصلحت آميز مي گذارند تا به جاي نتيجه بد، نتيجه خوب بگيرند. در اين مرحله از رشد كودك تنها كار درست را در خواسته خود مي جويد و با استفاده از دروغ براي رسيدن به خواسته اش ترديدي به خود راه نمي دهد. در اين موارد بايد به كودك تفهيم كنيم كه از راستگويي و صداقت او خوشحال مي شويم بايد بداند كه دروغ و دروغگويي را دوست نداريم. بايد توجه داشت كه اين مسأله در سنين بالاتر رفتاري ناپسند است كه به كودك شخصيت ساختگي و تصنعي مي بخشد.

 

هرگاه كودك شما در موقعيت نامطمئن و ناامن قرار گيرد و احساس خطر يا حقارت كند به گفتن دروغ متوسل مي شود. كودك دروغگو به گفته هايش ايمان ندارد و به طور قاطع و صريح حرف نمي زند، به تدريج اعتماد خود را به ديگران از دست مي دهد و نسبت به اطرافيان بدبين مي شود. متأسفانه برخورد بسياري از والدين در اين موارد با تنفرهمراه است زيرا از خود سؤال مي كنند كه چرا فرزندشان دست به چنين عملي زده است؟ در برخورد با چنين مواردي والدين نبايد به چشم يك آدم دروغگو به كودك نگاه كنند و يا دائماً به آنها ظنين باشند زيرا چنين برخوردي عواقب ناگواري را به همراه خواهد داشت. براي درمان دروغگويي شناخت علل آن كاملاً ضروري است، دروغگويي به عنوان يك مشكل علل گوناگون و متعددي دارد كه درا ينجا به برخي از آنها اشاره مي شود:

 

بــــررســــــی علل دروغگويـــــــي

همانطور كه قبلاً هم اشاره شد يكي از علتهاي دروغگويي آموزش نادرست خانواده است. در خانواده اي كه پدر و مادر و ديگر اعضاي آن همواره به يكديگر دروغ مي گويند نمي توان انتظار داشت كه كودكي راستگو تربيت شود.

۱ـ دروغگويي كودك ممكن است براي جلب توجه اطرافيان باشد. چنانچه كودكي در خانواده يا مدرسه مورد بي توجهي اطرافيان قرار گيرد، براي نشان دادن خود و جلب توجه آنان ممكن است به گفتن دروغ در زمينه هاي گوناگون متوسل شود.

۲ـ كودكاني كه نسبت به دوستان و اطرافيان خود احساس كمبود مي كنند، ممكن است براي جبران كمبودها در زمينه هاي گوناگون نظير شغل والدين، محل سكونت، وضع تغذيه، دوستان و تفريحات و سفرها به دروغ متوسل شوند و درون آشفته ونگران خود را به آن وسيله به طور موقت تسكين دهند.

۳ـ ترس نيز از ديگر عواملي است كه موجب دروغگويي مي شود. اگركودك به سبب راستگويي تنبيه شود، در آينده براي نجات و رهايي از مجازات به دروغگويي متوسل مي شود. بايد اذعان كرد كه سختگيريهاي افراطي و برخوردهاي خشن والدين ومربيان با كودك از علل مهم دروغگويي كودك محسوب مي شود.

۴ـ گاهي نحوه بيان و برخورد والدين و مربيان با كودك او را به دروغ گفتن وامي دارد و به او دروغگويي را مي آموزد. به عنوان مثال والدين به كودكي كه مرتكب عمل خلافي شده است اصرار مي ورزند كه او اين كار را انجام نداده است بلكه ديگري مثلاً همسايه يا دوست يا برخي موجودات خيالي سبب آن بوده اند. در اين حالت والدين علاوه بر آنكه كودك را دروغگو بار مي آورند او را به گريز از قبول مسئوليت رفتارش نيز وامي دارند.

۵ـ انتظار و توقع بيش از حد از كودكان و مقايسه آنان با دوستان وهمكلاسيها در زمينه هاي گوناگون از ديگر عوامل دروغگويي كودكان مي شود دراين صورت كودك از طريق دروغ مي تواند هم بر احساس حقارت خود به طور موقت غلبه يابد و هم والدين را راضي و خشنود سازد و نظر آنان را به سوي خود جلب كند.

 

درمـــــــــان دروغگويــــــي

براي پيشگيري و درمان دروغگويي، والدين و مربيان بايد واقعيات را بپذيرند و براي شنيدن موارد شيرين و تلخ از طرف كودكان آماده شوند و با رفتار خود به كودك بياموزند كه گفتن واقعيات به هر صورتي كه باشد مقبول است و موجبات تنبيه و آزار كودك را فراهم نخواهد كرد. اگر كودك پي ببرد كه والدين و مربيان او را براي دروغگويي تشويق و براي راستگويي تنبيه نمي كنند به تظاهر در رفتار و جعل واقعيت نخواهد پرداخت، همچنين والدين و مربيان بايد از طرح پرسشهايي كه كودك به آنها به احتمال قوي پاسخ نادرست خواهد داد خودداري كنند. در صورت مشاهده دروغ، والدين و مربيان نبايد شتابزده عمل كنند و به تنبيه كودك مبادرت ورزند. براي بازداشتن كودك از دروغگويي و اصلاح رفتار آنان بايد روش برخورد باتوجه به موقعيت انتخاب شود كه برخي از روشها به اختصار عبارت است از:

 

۱- نشــــــان دادن ارزش راســـــت گفتــــن :

در وهله اول كودك بايد دريابد كه دروغگويي كار نادرست و ناپسند و راستگويي عملي باارزش و پسنديده است. كودك بايد ارزش راست گفتن را درعمل تجربه كند. والدين و مربيان نبايد در برابر دروغهاي كودكان برآشفته شوند و او را كتك بزنند. بيان نتايج زشت و تلخ دروغگويي به صورت داستان براي آنها مي تواند در آموزش عواقب تلخ دروغگويي مفيد واقع شود. همچنين اگر والدين و مربيان، كودك را در خلوت ( نه در جمع ) در جوي محبت آميز و پرعطوفت با مضرات و نتايج دروغگويي آشنا سازند و به پند دادن او بپردازند، در جلوگيري و نيز درمان دروغگويي مي تواند مؤثر باشد.

 

۲- اجــــازه بيان احساســـات :

كودك بايد احساسات خود را آزادانه ابراز كند و در صورتي كه بيان احساسات، باعث آزار و اذيت اطرافيان شود بايد به كودك آموخت كه به تدريج اين احساسات را جايگزين احساسات خوشايند سازند و نبايد براي احساساتش تنبيه شود. براي نمونه اگر كودكي از برادر كوچكش خوشش نمي آيد، بايد به او اجازه داده شود كه احساساتش را بيان كند، پس از شنيدن نظر كودك، والدين بايد ضمن تحليل رفتار خود با كودك و يافتن علل پيدايش چنان احساسي به راهنمايي كودك و تغيير رفتار و احساسات او مبادرت ورزند. در مواردي كه كودك مرتكب كار خطايي شده ولي راست مي گويد، بايد به ملايمت و به طور صحيح به او تذكر داده شود كه رفتارش درست و پسنديده نيست و بايد آن را تغيير دهد. هشدار به كودك، همدردي با او در مواردي كه لازم است، ناديده گرفتن حرفهاي كودك و بي توجهي به آنها از روشهايي است كه در مواقع مشخص مي تواند براي پيشگيري و درمان دروغگويي كودكان استفاده شود.

 

۳- تعـــــــديل انتظارات از كــــــودكان :

والدين و مربيان بايد از هر كودك انتظاراتي داشته باشند كه با واقعيات و امكانات او منطبق است در غير اين صورت، دروغگويي كودك تقويت و تشديد خواهد شد. چون كودك توان عملي ساختن خواسته هاي اطرافيان را ندارد به گفتن دروغ متوسل مي شود بنابراين از كودك بايد انتظارات در حد توانش داشته باشيم.

 

عیاران

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  |